englishlearner

easy way to learn english

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 22:38  توسط زهراحیدری  | 

متن آهنگ Alexander Rybak – Fairytale

Years ago, when I was younger,


سالها پيش، وقتي كه جوانتر بودم

I kinda liked a girl I knew.

يه جورايي يه دختري رو كه ميشناختم دوست داشتم

She was mine, and we were sweethearts

اون مال من بود، و ما عزيز دل همديگه بوديم

That was then, but then it’s true

اين مال بعدش بود، البته بعدش به حقيقت پيوست



I’m in love with a fairytale,

من عاشق دختر شاه پريان هستم (ترجمه اصلي ميشه من عاشق دختري از افسانه پريان هستم)

even though it hurts

با وجودي كه [روحم رو] آزار ميده

‘Cause I don’t care if I lose my mind

چون اهميتي نميدم اگه هوش و حواسم رو از دست بدم

I’m already cursed.

من از قبل نفرين شدم



Every day we started fighting,

روزها رو با جنگ و دعوا شروع مي‌كرديم

every night we fell in love

و شبها رو با عشق ورزيدن به هم

No one else could make me sadder,

كس ديگه‌اي نميتونست من رو انقدر ناراحت كنه

but no one else could lift me high above

البته كس ديگه‌اي هم نميتونست انقدر من رو به اوج برسونه



I don’t know what I was doing,

نميدونم چيكار كردم

when suddenly, we fell apart

وقتي كه ناگهاني از هم جدا شديمم

Nowadays, I cannot find her

اين روزها نميتونم پيداش كنم

But when I do, we’ll get a brand new start

اما اگه پيداش كنم، شروعي تازه رو با هم خواهيم داشت



I’m in love with a fairytale,

من عاشق دختر شاه پريان هستم (ترجمه اصلي ميشه من عاشق دختري از افسانه پريان هستم)

even though it hurts

با وجودي كه [روحم رو] آزار ميده

‘Cause I don’t care if I lose my mind

چون اهميتي نميدم اگه هوش و حواسم رو از دست بدم

I’m already cursed.

من از قبل نفرين شدم



She’s a fairytale

اون دختري از افسانه پريان است

Yeah…

Even though it hurts

با وجودي كه ‍[روحم رو] آزار ميده

‘Cause I don’t care if I lose my mind

چون اهميتي نميدم اگه هوش و حواسم رو از دست بدم

I’m already cursed

من از قبل نفرين شدم

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 22:24  توسط زهراحیدری  | 

روشهای فراگیری لغات

روشهای فراگیری لغات

به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:

 

کارتهای نمایش (Flash cards)

استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این روش بسیار مؤثر و در عین حال کم هزینه است.

روش کار بدین صورت است که یک دسته کارت مقوایی، در اندازهای که در جیب جا شوند، تهیه میکنید، در یک روی آن لغت انگلیسی را مینویسید و در سمت دیگر کارت معنی آن را به فارسی وارد میکنید. همانطور که کارتها را مرور میکنید، لغتها را به دو دسته تقسیم میکنید: آنهایی که معنی آن را فوراً به خاطر میآورید و آنهایی که به راحتی نمیتوانید معنی آن را به خاطر آورید. به مرور لغتهایی که هنوز به آنها تسلط پیدا نکردهاید آنقدر ادامه میدهید تا اینکه مطمئن شوید آنها را بخوبی یاد گرفتهاید.

 

دفتر لغت

سعی کنید حتماً یک دفتر لغت مناسب تهیه کنید و هر موقع که به لغت جدیدی برخوردید آن را در دفترتان یادداشت کنید. فقط به نوشتن لغت و معنی آن اکتفا نکنید. بعضی از مواردی که میتوانید در دفترتان ثبت کنید عبارتند از: توضیح انگلیسی معنی لغت، مترادف ها، متضادها، تصاویر، جملات نمونه (به انگلیسی)، علائم فونتیک، نوع کلمه (اسم، فعل و ...)، نکات گرامری (قابل شمارش، غیرقابل شمارش و ...)، کلمات هم خانواده و ....

کارهای جالبتری هم می توانید انجام دهید: مثلاً میتوانید خودتان با لغت جدید یک جمله بسازید و یادداشت کنید. و یا صفحاتی را به موضوعات خاصی اختصاص دهید؛ مثلاً حیوانات، رنگها و شکلها، پول، مسافرت، غذاها و میوه ها و ....

 

تصویر سازی ذهنی

در این روش شما یک لغت انگلیسی را با یک لغت فارسی که تلفظ یا املای مشابهی دارد، به نحوی مرتبط می کنید که الزاماً از لحاظ معنایی با هم ارتباطی ندارند. بعنوان مثال اگر شما برای اولین بار به لغت tongue (تانگ: به معنی زبان) برخوردید، متوجه میشوید که تلفظ آن شبیهتانک در فارسی است. بنابراین میتوانید در ذهنتان مجسم کنید که بجای زبان، یک تانک از دهان کسی در حال خارج شدن است!

مثال دوم: فرض کنید شما به لغت در valorous به معنی شجاع بر میخورید. در این حال میتوانید در ذهن خود چنین مجسم کنید که در کنار دریا ایستادهاید و مشغول تماشای والها هستید. والها یکی یکی به سطح آب میآیند ولی به محض اینکه شما را میبینند میترسند و فرار میکنند، تا اینکه یک وال روس (یک وال از کشور روسیه) به سطح آب میآید و بجای اینکه از شما فرار کند، به سمت شما میآید. شما با خود میگویید: وال روس، شجاع است! (مثال دوم از rezalotfian.blogfa.com)

این تکنیک به شما کمک میکند تا هر چه بهتر معانی لغات را بخاطر بسپارید. همچنین گفته میشود که هرچقدر تصویر ساخته شده عجیبتر باشد، به خاطر آوردن آن هم آسانتر خواهد بود.

 

تکرار، تکرار و تکرار!

مطالعات نشان میدهند که احتمال فراگیری لغاتی که بیش از 8 بار به هنگام مطالعه متنهای مختلف دیده میشوند، بسیار بیشتر از لغاتی است که کمتر تکرار شدهاند. همچنین زبانشناسان به اتفاق معتقدند که تکرار لغات با صدای بلند به از بر کردن آنها کمک زیادی میکند. بنابراین گاهی همین تکرار کردن ساده حافظه شما را برای بخاطر سپردن لغات دشوار یاری میکند. در ضمن توصیه میشود که جمله کاملی را که لغت مورد نظر را در خود دارد، از بر کنید و یا چند بار با صدای بلند تکرار نمایید.

 

مطالعه آزاد

شما میتوانید دایره لغات خود را با مطالعه آزاد افزایش دهید، اگر چه بسیاری از زبانشناسان ادعا میکنند که در ابتدا باید بین 3000 تا 5000 لغت و هم خانوادههای آنها را فرا بگیریم تا این توانایی را پیدا کنیم که معنی دقیق لغات را با توجه به متن آن پیدا کنیم. پس تا آنجا که میتوانید وقت آزاد خود را برای مطالعه متنهای انگلیسی (داستانهای کوتاه، اخبار و مقالات و ...) اختصاص دهید. وقتی به لغت جدیدی بر میخورید، ابتدا سعی کنید معنی آن را از روی بقیه متن حدس بزنید و سپس با مراجعه به دیکشنری معنی دقیق آن را پیدا کنید.

 

طبقه‌بندی لغات

با طبقهبندی کردن لغات، بخاطر سپردن آنها راحتتر میشود. به مثال زیر توجه کنید:
 

VEGETABLES

Celery  کرفس

Cauliflower  گل کلم

Pea  نخود

Onion  پیاز

Carrot  هویج

FRUIT

Pear  گلابی

Peach  هلو

Apple  سیب

Cherry  گیلاس

Melon  خربزه

شما همچنین میتوانید لغاتی را که از لحاظ دستوری، ریشهای، معنایی و ... با هم مرتبط هستند، یکجا یاد بگیرید:

child بچهchildhood بچگیchildish بچگانهchildless بیبچه (بیاولاد)

 

و سخن آخر اینکه هیچ کدام از روشهای فراگیری لغات کامل نیستند و هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. بهترین راه این است که این روشها را با هم تلفیق کنید.

منبع: www.zabanamoozan.com

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 12:15  توسط زهراحیدری  | 

چگونه تلفظ خود را بهبود بخشيم

چگونه تلفظ خود را بهبود بخشيم

«استرس کلمه (word stress)» در درک مطلب شنيداري نقش بسيار مهمي را ايفا مي‌کند. زبان انگليسي يک زبان «استرس محور» مي‌باشد که اين بدان معنا است که سيلابهاي خاصي استرس بيشتـري نسبت به بقيـه دريـافت مي‌کنند، در حاليکه از روي کلمات فـاقد استرس بـه سرعت مي‌گذريـم. انگليسي زبانان به طور طبيعي استرس کلمات را به کار مي‌برند. اين آنقدر براي آنها طبيعي است که حتي نمي‌دانند دارند از آنها استفاده مي‌کنند. در بسياري از زبانها، از جمله فرانسه و ژاپني، هر سيلاب با «تأکيد» مساوي و يکسان تلفظ مي‌شود. بنابراين اين دسته از غير انگليسي زبانان اغلب با دو مشکل مواجه هستند:

  1. آنها نمي‌توانند به راحتي صحبتهاي انگليسي زبانان بومي (native) را درک کنند، مخصوصاً اگر تند صحبت کنند.

  2. انگليسي‌زبانان بومي هم به نوبه‌ي خود در درک صحبتهاي غير انگليسي زبانان (غير بومي) مشکل دارند.

اما «استرس کلمه (word stress)» دقيقاً چيست؟ انگليسي زبانان هر سيلاب را با شدت يکساني بيان نمي‌کنند،‌ بلکه يک سيلاب را با استرس (تکيه) تلفظ مي‌کنند. آنها يک سيلاب رابلند و واضح و بقيه سيلابها را آرامتر بيان مي‌کنند.

سه کلمه‌ي photographer ، photograph و photographic را در نظر بگيريد. اين سه کلمه اگر چه هم خانواده هستند، اما استرس هر کدام در جاي متفاوتي قرار گرفته است:

PHO to graph
pho TO grapher
pho to GRA phic

همه کلماتي که بيش از دو سيلاب دارند، داراي يک سيلاب استرس دار يا مؤکد هستند:

TEAcher, jaPAN, CAnada, aBOVE, converSAtion, imPORtant, deMAND, etc.

اگر شما در صحبتهايتان به درستي از استرس کلمات استفاده کنيد، به سـرعت هر دو مهـارت درک مطلب شنيداري و تـلفظ خـود را تـقـويـت خواهيد کرد.

انگليسي زبانان بيشتر به سيلابهاي «استرس دار» دقت مي‌کنند و نه به سيلابهاي «خفيف». اگر شما در صحبتهايتان به درستي از استرس کلمات استفاده کنيد، به سرعت هر دو مهارت درک مطلب شنيداري و تلفظ خود را تقويت خواهيد کرد.

هر موقع که چيزي به انگليسي گوش مي‌دهيد (مثلاً راديو يا يک فيلم زبان اصلي) به استرس هر کدام از کلمات دقت کنيد. اولين قدم شما اين است که آن را بشنويد و تشخيص دهيد. در مرحله بعد شما مي‌توانيد آن را به کار بريد!

وقتي لغت جديدي را ياد مي‌گيريد،‌ بايد مکان استرس آن را هم بياموزيد. اگر يک دفـترچه لغت داريد، موقع يادداشت يک لغت جديد حتماً نشان دهيد که کدام سيلاب داراي استرس است. اگر نمي‌دانيد مي‌توانيد به يک ديکشنري مراجعه کنيد. در ديکشنريها معمولاً سيلاب استرس‌دار را با يک علامت (   ) نشان مي‌دهند (قبل يا بعد از سيلاب استرس‌دار).

علاوه بر استرس کلمه (word stress)، بايد استرس جمله (sentence stress) را هم درست ادا کنيد.

بطور کلي کلمات استرس‌دار در يک جمله عبارتند از: اسمها، ‌افعال اصلي (مانند read, visit و ...)،صفتها و قيدها. کلمات ديگر يعني حروف تعريف، افعال کمکي، ضماير و ... در جمله استرس نمي‌گيرند. (دقت کنيد سيلابهاي استرس‌دار را با کلمه استرس‌دار اشتباه نگيريد.)

جمله زير را با صداي بلند بخوانيد:

The beautiful mountain appeared transfixed in the distance.

حالا اين جمله را با صداي بلند بخوانيد:

He can come on saturdays as long as he doesn't have to do any homework in theevening.

اگر چه جمله دوم تقريباً 30% طولاني‌تر از جمله اول است، ولي براي بيان هر دوي آنها زمان يکساني مورد نياز است، زيرا در هر جمله پنج کلمه استرس‌دار وجود دارد.

 

يک تمرين

چند جمله را از يک کتاب انتخاب کنيد و روي يک کاغذ يادداشت کنيد. نخست سيلاب استرس‌دار هر کلمه را مشخص کنيد (با استفاده از يک ديکشنري خوب) و سپس زير کلمات استرس‌دار يا مؤکد در هر جمله را خط بکشيد. بعد از آن، هر جمله را با صداي بلند بخوانيد و دقت کنيد که کلماتي که زيرشان خط کشيده‌ايد را با تأکيد بيشتري ادا کنيد و از روي بقيه کلمات به سرعت بگذريد.

اگر شما اين تمرين را بطور مرتب انجام دهيد از پيشرفت سريع تلفظ تان شگفت‌زده خواهيد شد!

+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 12:14  توسط زهراحیدری  | 

تلفظ حروف الفبای انگلیسی

تلفظ حروف الفبای انگلیسی

 

e
//
d
//
c//b
//
a
//
j
//
i
//
h
//
g
//
f
//
o
//
n
//
m
//
l
//
k
//
t
//
s
/
/
r
//
q
//
p
//
y
//
x
/
/
w
/'/
v
//
u
/
/
    z
/ 
|| /*

*  تلفظ بريتانيايي و  تلفظ آمريکايي حرف z است.

 

مرتب سازي حروف الفبا بر اساس اصوات

 

a
 //

h
//
j
//
k
//
   

//

b
//
c
//
d
//
e
//
g
//
p
//
t
//
v
//

//

f
//
l
//
m
//
n
//
s
/
/
x
/
/
z
/
 
|| /

//

i
//
y
//
     

//

o
//
      

//

q
//
u
/
/
w
/'/
    

//

r
//
      

//

+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 12:12  توسط زهراحیدری  | 

اصوات انگليسي و جدول IPA

در بيشتر ديکشنريهاي امروزي براي نشان دادن تلفظ کلمات از سيستم IPA استفاده مي‌شود. در جدول زير همه علائم و نشانه‌هاي IPA آورده شده است. به علامت‌ها و کلمه‌هاي نمونه دقت کنيد و با کليک روي Amer (انگليسي آمريکايي) يا Brit (انگليسي بريتانيايي) تلفظ آنها را بشنويد (با فرمت mp3). تلفظ بريتانيايي نيز آنجا که با تلفظ آمريکايي تفاوت آشکاري دارد، آورده شده است.

حروف همخوان (بی‌صدا)

 IPA

wordslisten
bbad, labAmer
ddid, ladyAmer
ffind, ifAmer
ggive, flagAmer
how, helloAmer
jyes, yellowAmer
kcat, backAmer
lleg, littleAmer
mman, lemonAmer
nno, tenAmer
sing, fingerAmer
ppet, mapAmer
rred, tryAmer
ssun, missAmer
Sshe, crashAmer
ttea, gettingAmer
tScheck, churchAmer
think, bothAmer
THthis, motherAmer
vvoice, fiveAmer
wet, windowAmer
zzoo, lazyAmer
Zpleasure, visionAmer
dZjust, largeAmer

حروف واکه (صدا‌دار)

 IPA

wordslisten
^cup, luckAmer
a:arm, fatherAmer / Brit
@cat, blackAmer
emet, bedAmer
..away, cinemaAmer
e:(r)turn, learnAmer / Brit
ihit, sittingAmer
i:see, heatAmer
ohot, rockAmer / Brit
o:call, fourAmer / Brit
uput, couldAmer
u:blue, foodAmer
aifive, eyeAmer
aunowoutAmer
ougo, homeAmer
e..(r)whereairAmer / Brit
eisayeightAmer
i..(r)near, hereAmer / Brit
oiboy, joinAmer
u..(r)pure, touristAmer / Brit

 

  1- در (r):e و (r).. و ... ، r در انگليسي بريتانيايي تلفظ نمي‌شود، مگر اينکه قبل از يک      حرف واکه (صدادار) بيايد (مثلاً در answering و answer it). اما در انگليسي آمريکاييr  هميشه تلفظ مي‌شود.

 2- در انگليسي آمريکايي :a بجاي o تلفظ مي‌شود.                                3- بسياري از آمريکايي‌ها :a (o) و :o را به يک شکل تلفظ مي‌کنند. 

+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 12:9  توسط زهراحیدری  | 

گفتگو با ديگران

گفتگو با ديگران

انگليسي را مي‌توان «زبان گفتگو» ناميد. چرا؟ چون به نظر مي‌رسد همه مردم جهان پذيرفته‌اند که براي گفتگو و ارتباط با يکديگر از زبان انگليسي استفاده کنند.

  • حدود يک و نيم ميليارد (1.500.000.000) نفر در جهان مي‌توانند به انگليسي صحبت کنند. يک ميليارد نفر ديگر هم مشغول فراگيري آن هستند.
  • تقريباً همه کنفرانسها و مسابقات بين‌المللي به زبان انگليسي برگزار مي‌شود. به عنوان مثال رقابتهاي المپيک يا جام جهاني فوتبال را در نظر بگيريد.
  • سياستمداران کشورهاي مختلف از زبان انگليسي براي برقراري ارتباط با يکديگر استفاده مي‌کنند. انگليسي، زبـان اصلي سازمانهايي از قبيـل سازمـان ملل متـحد (UN)، نـاتـو(NATO) و... مي‌باشد.

 

اگر شما بتوانيد به انگليسي صحبت کنيد، قادر خواهيد بود:

  • با مردمان سراسر جهان ارتباط برقرار کنيد. مثلاً مي‌توانيد عقايد و نظراتتان را در گروه‌هاي تبادل نظر اينترنتي بيان کنيد. به افراد مورد علاقه‌تان ايميل ارسال کنيد و درباره زندگي و فرهنگشان اطلاعات کسب کنيد.
  • راحت‌تر سفر کنيد. به هر کجا که سفر مي‌کنيد مي‌توانيد با ديگران ارتباط برقرار کنيد – انگليسي در بيش از 100 کشور جهان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مي‌توانيد آدرس بپرسيد، با افراد مکالمه کنيد، يا... کمک بخواهيد. کسي چه مي‌داند، شايد روزي زبان انگليسي جان شما را نجات دهد!

 

پيشرفتهاي شغلي

اگر خواهان شغل خوبي در زمينه‌هاي تجاري يا علمي هستيد، از پشت ميز کارتان بلند شويد و همين حالا به فراگيري انگليسي مشغول شويد!

دانستن انگليسي به شما اجازه مي‌دهد که:

  • عبارت «مسلط به زبان انگليسي» را در رزومه (=خلاصه شرح حال و سوابق) خود درج کنيد. بدين ترتيب شانس خود را براي بدست آوردن شغل بهتر و کسب درآمد بيشتر، افزايش مي‌دهيد.
  • دانش فني خود را افزايش دهيد. انگليسي زبان فن‌آوري است، مخصوصاً فن‌‌آوريهاي تراز بالايي مانند علوم کامپيوتر، ژنتيک و پزشکي. اگر مي‌خواهيد درباره اين علوم مطالعه کنيد، احتمالاً مجبور خواهيد شد از منابع انگليسي استفاده کنيد.
  • يک تاجر بين‌المللي باشيد. ايـن بسيار واضح اسـت. تجـارت بين‌المللي تنها بـا زبان انگليسي ميسر مي‌شود. يادتان باشد که در دهکده جهاني به سر مي‌بريد. بنابراين اگر مي‌خواهيد نقشي ايفا کنيد، بايد انگليسي بلد باشيد – تا بتوانيد با تجار ديگر ارتباط داشته باشيد، در کنفرانس‌ها و همايش‌ها شرکت کنيد، روزنامه‌ها و مجلات تجاري بخوانيد و....
  • دانشجوي و محقق بهتري باشيد. مي‌توانيد با دانشمندان کشورهاي ديگر مکاتبه کنيد. در همايشهاي بين‌المللي شرکت کنيد و با مطالعه مجلات و کتب، از يافته‌هاي جديد علمي با خبر شويد.

 

ياد گرفتن انگليسي آسان است

انگليسي نه فقط مفيدترين زبان دنياست، بلکه يکي از آسان‌ترين زبانها براي يادگيري و استفاده محسوب مي‌شود:

  • الفباي ساده – هيچ نماد يا نشانه خاصي از قبيل ä يا é وجود ندارد.
  • حالت جمع آسان – فقط کافي است يک s (يا es) به انتهاي يک اسم اضافه شود. (one car, two cars)
  • کوتاهي کلمات – اغلب کلمات اصلي کوتاه هستند: run, work, big, go, man و.... کلمات طولاني‌تر هم غالباً کوتاه مي‌شوند: fridge=refrigerator, os=operating system.
  • انگليسي همه جا يافت مي‌شود: دسترسي به تلويزيون، موسيقي، وب‌سايتها و مجلات انگليسي زبان بسيار راحت است. شما مجبور نخواهيد بود فقط از چند کتاب خسته‌کننده آموزشي استفاده کنيد. مي‌توانيد همزمان هم انگليسي بياموزيد و هم از آن استفاده کنيد. بديهي است که بدين ترتيب اشتياق شما براي يادگيري افزايش مي‌يابد.

+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 12:6  توسط زهراحیدری  | 

10 سخن از بزرگان

10 سخن از بزرگان


Freedom is not worth having if it doesn't include the freedom to make mistakes.
Mahatma Gandhi


People need loving the most who they deserve it the least.

John Harrigan


We live in deeds, not years; in thoughts , not breaths; in feelings, not figures.

Bailey


When love is not madness, it is not love.

P
edro Calderon Da La Barca

We waste time looking for the perfect lover, instead of creating the perfect love.

T
om Robbins

The real winner in life are the people who look at every situation with an expectation that they can make it work or make it better.
Barabara Pletcher

T
alent develops itself in solitude; character, in life's stream.

G
oethe

An expert is someone who knows more and more about less and less until be knows everything about nothing.

A
lbert Einstein


There are only two forces in the world, the sword and the spirit. In the long run, the sword will always be conquered by the spirit.
Napoleon Bonaparte


Wisdom is often nearer when we stoop than when we soar.
William Wordsworth

+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 11:56  توسط زهراحیدری  | 

Dear God...

Dear God... 

 

I know you're watching over me 
And I'm feeling truly blest 
For no matter what I pray for 
You always know what's best!

         

I have this circle of E-mail friends,

Who mean a lot to me; 
Some days I "send" and "send," 
At other times, I let them be.

             

I am so blessed to have these friends,

With whom I've grown so close; 
So this little poem I dedicate to them, 
Because to me they are the "Most"!

             

I see each name download,

And view the message they've sent; 
I know they've thought of me that day, 
And "well wishes" were their intent.

                

So to you, my friends, I would like to say,

Thank you for being a part; 

Of all my daily contacts, 
This comes right from my heart.

          

God bless you all is my prayer today,

I'm honored to call you "friend"; 
I pray God will keep you safe, 
Until we write again.

+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 11:55  توسط زهراحیدری  | 

Learn English Vocabulary آموزش لغات زبان انگلیسی


Learn English Vocabulary آموزش لغات زبان انگلیسی

Here are just some examples of words coming into English from other languages


phrase

meaning

word

Language

An amber necklace

Yellow-orange precious stone

Amber

Arabic

The cooking rooster

List of people's turns for jobs

Roster

Dutch

Our old tabby

Female or stripy cat

Tabby

Farsi

Advertising gimmicks

Frivolous way of attracting attention

gimmick

German

Take a tonic

Medicine to make you feel more lively

Tonic

Greek

Sleep in a cot

Child's bed to make with high vertical sides

cot

Hindi

Wear a turban

Type of men's headwear

turban

Turkish

+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 11:53  توسط زهراحیدری  | 

FOOD IDIOM

FOOD IDIOMS

 

apple of her/his eye

MEANING: someone or something that one likes a lot

EXAMPLE:

The little girl is the apple of her grandfather’s eye. 

bad egg

MEANING: a bad person, bum

EXAMPLE:

That man is a bad egg so you should try and avoid him if you can. 

big cheese

MEANING: an important person, a leader

EXAMPLE:

He is a big cheese in his company so you should be very nice to him. 

bread and butter

MEANING: basic needs of life (food,shelter,clothing)

EXAMPLE:

The voters are worried about bread and butter issues like jobs and taxes.

bring home the bacon

MEANING: earn your family’s living

EXAMPLE:

Recently he has been working very hard trying to bring home the bacon. He has no time to do anything else. 

butter up
MEANING: flatter someone to try to get their favor or friendship

EXAMPLE:

He spends most of his free time trying to butter up his boss so that he won’t have to work so hard. 

carrot and stick
MEANING: promising to reward or punish someone at the same time

EXAMPLE:

The government took a carrot and stick approach to the people who were illegally protesting against the construction of the dam. 

cool as a cucumber

MEANING: calm, not nervous or anxious

EXAMPLE:

He is always as cool as a cucumber and never worries about anything. 

couch potato

MEANING: a very lazy person

EXAMPLE:

He is a real couch potato and just sits around watching TV and staying indoors all day. 

cream of the crop

MEANING: best of a group, the top choice

EXAMPLE:

The company is well-known as a good place to work and is always able to hire the cream of the crop of university graduates. 

cry over spilt milk
MEANING: cry or complain about something that has already happened

EXAMPLE:

Don’t cry over spilt milk. The past is past and you can’t do anything to change it. 

cup of tea
MEANING: something one enjoys or does well

EXAMPLE:

Going to art galleries is not my cup of tea so I think that I will stay home this evening and not go with you. 

eat crow

MEANING: admit one is mistaken or defeated, take back a mistaken statement

EXAMPLE:

I was forced to eat crow and had to apologize for the mistake that I made about the restructuring of our company. 

eat dirt

MEANING: act humble, accept another’s insult or bad treatment

EXAMPLE:

We made him eat dirt after he accused us of lying about the salary cut. 

eat humble pie
MEANING: be humbled, admit one’s error and apologize

EXAMPLE:

Our boss was forced to eat humble pie after everyone realized that he had made the wrong budget estimate for next year. 

eat one’s cake and have it too

MEANING: use or spend something and still keep it

EXAMPLE:

He refuses to give up anything and always wants to eat his cake and have it too. 

eat one’s words

MEANING: take back something one has said, admit something is not true

EXAMPLE:

I told my boss that I would be leaving but later I had to eat my words and tell him that I wanted to stay. 

egg on
MEANING: urge someone on

EXAMPLE:

Many people at the soccer game were egged on by the drunken fans. 

finger in the pie

MEANING: participate in something that is happening

EXAMPLE:

He always tries to keep his finger in the pie so that he can control everything. 

full of beans

MEANING: feel energetic, in high spirits

EXAMPLE:

She is full of beans tonight and doesn’t want to stop talking. 

gravy train

MEANING: a job or work that pays more than it is worth

EXAMPLE:

For many years his job was a real gravy train but now the company has become very strict and will not pay overtime. 

half-baked

MEANING: not thought out or studied carefully

EXAMPLE:

He has a half-baked idea about starting a new business but most of us think that it will fail. 

hand to someone on a silver platter

MEANING: give a person something that has not been earned

EXAMPLE:

His education was handed to him on a silver platter and now he is very spoiled and selfish. 

hard nut to crack

MEANING: something or someone difficult to understand or do 

EXAMPLE:

He is a very serious person and is a very hard nut to crack. 

(get or) have egg on one’s face 

MEANING: be embarrassed

EXAMPLE:

He has egg on his face because everyone knows that he was sick at the party. 

hit the sauce

MEANING: drink alcohol - usually regularly

EXAMPLE:

I think that she has begun to hit the sauce since her husband lost his job. 

hot potato

MEANING: a question or argument that is controversial and difficult to settle

EXAMPLE:

The issue of building the nuclear power plant is a real hot potato for the local town council.

in a nutshell

MEANING: briefly, in a few words

EXAMPLE:

We went to the meeting and they told us in a nutshell what would be happening to everyone next year. 

in the soup

MEANING: in serious trouble, in disorder

EXAMPLE:

She is really in the soup now. She told her boss that she was sick but he saw her downtown shopping. 

make one’s mouth water

MEANING: look or smell very good, want to eat or drink very much

EXAMPLE:

The restaurant is supposed to be wonderful and every time that I see the menu it makes my mouth water. 

nutty as a fruitcake

MEANING: crazy

EXAMPLE:

He is a very nice man but he acts strange sometimes and I often think that he is as nutty as a fruitcake. 

out of the frying pan and into the fire

MEANING: go from something bad to something worse

EXAMPLE:

She quit the job because of some small problems but she has jumped out of the frying pan and into the fire because now her problems are much worse.

out to lunch 

MEANING: crazy, mad

EXAMPLE:

She is totally out to lunch and you should never believe what she tells you. 

piece of cake

MEANING: a task that is easily accomplished

EXAMPLE:

It was a piece of cake. I had everything done before lunch this morning. 

polish the apple

MEANING: flatter someone

EXAMPLE:

Nobody likes her because she is always trying to polish the apple with her teacher. 

souped up

MEANING: change something to make it faster or more powerful by changing or adding something

EXAMPLE:

The new car that his neighbor bought is a souped up model of the one that he had last year. 

salt away 

MEANING: save money

EXAMPLE:

He has been working there for seven years and has been able to salt away quite a lot of money. 

sell like hotcakes

MEANING: sell quickly or rapidly

EXAMPLE:

The new CD has only been released for about a week but already it is selling like hotcakes. 

spill the beans

MEANING: tell a secret to someone who is not supposed to know about it

EXAMPLE:

Please don’t spill the beans about my plans to quit working and go back to school next year. 

stew in one’s own juice

MEANING: suffer from something that one has caused to happen

EXAMPLE:

He is the one who caused the problem for himself and is now being forced to stew in his own juice. 

take with a grain of salt

MEANING: accept or believe only part of something

EXAMPLE:

You should take everything that he says with a grain of salt as everyone knows that he likes to exaggerate things when he is speaking. 

upset the applecart

MEANING: ruin a plan or event by surprise or accident

EXAMPLE:

Everything was going well at the company until he came along and upset the apple cart.

worth one’s salt

MEANING: being a good worker, worth what one is paid

EXAMPLE:

He has only been working here for a month but over and over he has proved that he is worth his salt

+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 11:52  توسط زهراحیدری  | 

Happy-Fathers-Day-39.gif
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 18:31  توسط زهراحیدری  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 18:28  توسط زهراحیدری  | 

Happy-Fathers-Day-18.gif
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 18:25  توسط زهراحیدری  | 

Inspirational Poem for father : A FATHER MEANS...



A Father means so many things...
A understanding heart,
A source of strength and of support
Right from the very start.
A constant readiness to help
In a kind and thoughtful way.
With encouragement and forgiveness
No matter what comes your way.
A special generosity and always affection, too
A Father means so many things
When he's a man like you...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 18:23  توسط زهراحیدری  | 

QUOTES ABOUT FATHERS



"The most important thing a father can do
for his children is to love their mother."
~~Author Unknown

"To her the name of father was another name for love."
~~By Fanny Fern.~~

"They didn't believe their father had ever been young;
surely even in the cradle he had been a very,
very small man in a gray suit,
with a little dark mustache and flat, incurious eyes."
~~By Richard Shattuck.~~

"Fathers, like mothers, are not born.
Men grow into fathers-
and fathering is
a very important stage in their development."
~~By David M. Gottesman.~~

"It is a wise father that knows his own child."
~~By William Shakespeare (1564-1616)~~

"It doesn't matter who my father was;
it matters who I remember he was."
~~By Anne Sexton (1928-1974) U.S. poet.~~

"I cannot think of any need in childhood
as strong as the need for a father's protection."
~~By Sigmund Freud (1856-1939)~~

"A Man's children and his garden both reflect the
amount of weeding done during the growing season."
~~Author Unknown.~~

"The greatest gift I ever had
Came from God, and I call him Dad!"
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 18:20  توسط زهراحیدری  | 

Happy Father's Day

 

A Dad is a person
who is loving and kind,
And often he knows
what you have on your mind.
He's someone who listens,
suggests, and defends.
A dad can be one
of your very best friends!
He's proud of your triumphs,
but when things go wrong,
A dad can be patient
and helpful and strong
In all that you do,
a dad's love plays a part.
There's always a place for him
deep in your heart.
And each year that passes,
you're even more glad,
More grateful and proud
just to call him your dad!
Thank you, Dad...
for listening and caring,
for giving and sharing,
but, especially, for just being you!
Happy Father's Day

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 18:19  توسط زهراحیدری  | 

باید و نبایدهای سه گانه در زندگی


باید و نبایدهای سه گانه در زندگی





Three things in life that are never certain
 
سه چیز در زندگی پایدار نیستند

Dreams
رویاها

Success
موفقیت ها

Fortune
شانس
«»«»««»»««»»««»«»

Three things in life that, once gone, never come back
 
سه چیز در زندگی که وقتی از کف رفتند باز نمی گردند

Time
 
زمان

Words
 
گفتار

Opportunity
 
موقعیت

«»«»«»«»«»«»«»«»«»

Three things that destroy us
 
سه چیز ما  را نابود می کنند

  Arrogance
تکبر

  Greed
زیاده طلبی

  Anger
عصبانیت

  «»«»«»«»«»«»«»«»

Three things that humans make
سه چیز انسانها را می سازند

Hard Work
کار سخت

Sincerity
صمیمیت

  Commitment
تعهد



Three things in life that are most valuable
 
سه چیز بسیار ارزشمند در زندگی

Love
 
عشق

Self-Confidence
 
اعتماد به نفس

Friends
 
دوستان

«»«»«»«»«»«»«»«»«»

Three things in life that may never be lost
 
سه چیز در زندگی که هرگز نباید آنها را از دست داد

  Peace
آرامش

  Hope
امید

  Honesty
صداقت



Happiness in our lives has three primary principles
 
خوشبختی زندگی ا بر سه اصل است

Experience Yesterday
 
تجربه از دیروز

Use Today
 
استفاده از امروز

Hope Tomorrow
 
امید به فردا


Ruin our lives is the three principles
 
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است

Regret Yesterday
 
حسرت دیروز

Waste Today
 
اتلاف امروز

Fear of Tomorrow
 
ترس از فردا

--=====================================
همیشه دلیل شادی کسی باش ، نه شریک شادی او
وهمیشه  شریک غم  کس   باش ، نه دلیل غم  او

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 21:25  توسط زهراحیدری  | 

بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین


بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین

To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place
برای مسافرت به یک جای زیبا بری

To listen to your favorite song in the radio
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حوله ات گرمه

To clear your last exam
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don’t see a lot, but you want to
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه

To find money in a pant that you haven’t used since last year
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی

To laugh at yourself looking at mirror, making faces
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی

Calls at midnight that last for hours
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه

To laugh without a reason
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه

To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی

To hear a song that makes you remember a special person
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما میاره

To be part of a team
عضو یک تیم باشی

To watch the sunset from the hill top
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

To make new friends
دوستای جدید پیدا کنی

To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person
وقتی اونو میبینی دلت هری بریزه پایین

To pass time with your best friends
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

See an old friend again and to feel that the things have not changed
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده

To take an evening walk along the beach
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

To have somebody tell you that he/she loves you
یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره

remembering stupid things done with stupid friends. To laugh, laugh, and … laugh
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و … باز هم بخندی

These are the best moments of life
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

Let us learn to cherish them
قدرشون رو بدونیم

“Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed”
زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد”

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 21:23  توسط زهراحیدری  | 

غذا

سوپ soup
سالاد salad
نان bread
ماهی fish
استیک steak
همبرگر hamburger
شیشلیک lamb chops
مرغابی duck
مرغ chicken
سیب زمینی potatoes
قارچ mushrooms
لوبیا beans
نخود peas
مارچوبه asparagus
هویج carrots
املت omelet
خامه cream
بستنی ice cream
کیک cake
شیرینی خشک pastry

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 21:17  توسط زهراحیدری  | 

کشورها و ملتها

آلمان جرمنی Germany
آمریکا امریکا America
اسپانیا اسپین Spain
انگلستان انگلند England
ایران ایرن Iran
ایتالیا ایتلی Italy
بلژیک بلجیوم Belgium
ترکیه ترکی Turkey
چین چاینا China
روسیه راشیا Russia
ژاپن جپن Japan
فرانسه فرانس France
مصر ایجیپت Egypt
هلند هالند Holland
هندوستان ایندیا India
یونان گریس Greece
سوِِئیس سویتزرلند Switzerland

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 21:16  توسط زهراحیدری  | 

خدا را سپاس که ...



I Am Thankful
I can see the beauty all around me.
There are those whose world is always dark


خدا را سپاس
من میتونم تمام
زیبایی های پیرامونم را ببینم
کسانی هستند که دنیا یشان همیشه تاریک و سیاه هست

I am Thankful...
I can walk.
There are those who have never taken their first step.


خدا را سپاس
من میتونم راه برم ..کسانی هستند که هیچوقت نتونسته اند. حتی یک قدم بردارند

I Am Thankful ...
My heart can be broken.
There are those who are so hardened they cannot be touched


خدا را سپاس
که دل رئوف و شکننده ای دارم
کسانی هستند که این قدر دلشون سنگ شده که هیچ محبت و
احساسی رو درک نمیکنن

I Am Thankful ...
For the opportunity to help others.
There are those who have not been so abundantly blessed as I.


خدا را سپاس
به من این شانس رو دادی که بتونم به دیگران کمک کنم
کسانی هستند که از این نعمت و برکت وافری که به
من داده ای بی بهره اند

I Am Thankful ...
I can work.
There are those who have to depend on others for even their most basic needs


من میتونم کار کنم .کسانی هستند که برای رفع کوچکترین
نیازهای روزمره شون هم به دیگران محتاجند

 

I Am Thankful ...
I have been loved.
There are those for whom no one has ever cared.

خدا را سپاس
که کسی هست که منو دوست داره
کسانی هستند که بود و نبودشون واسه هیچکس مهم نیست .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 21:13  توسط زهراحیدری  | 

A friend



A friend is like a flower,

a rose to be exact,

Or maybe like a brand new gate

that never comes unlatched.

A friend is like an owl,

both beautiful and wise.

Or perhaps a friend is like a ghost,

whose spirit never dies.

A friend is like a heart that goes

strong until the end.

Where would we be in this world

if we didn't have a friend.

 

- By Adrianne S

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 21:7  توسط زهراحیدری  | 

معرفي رشته آموزش زبان انگليسي



معرفی رشته آموزش زبان انگلیسی در مقطع کارشناسی ارشد

این رشته به بررسی و تحقیق در مورد مسایل مربوط به یادگیری زبان می‌پردازد. مشکلات و موانع یادگیری زبان را بررسی کرده و راه حل‌هایی را نیز ارائه می‌دهد. رشته آموزش رشته‌ای است که در واقع از چندین رشته دیگر حاصل شده است و مفاهیم و مبانی آن‌ها را مورد استفاده قرار می‌دهد. مفاهیم رشته‌هایی از قبیل جامعه شناسی و روانشناسی با محوریت آموزش زبان، در این رشته مطرح می‌شوند. مسایل دیگری از قبیل دوزبانگی، تحلیل گفتمان، آموزش یادگیری زبان دوم، سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های زبانی نیز در حوزه این رشته قرار می‌گیرد.

این رشته از پیشینه زیادی برخوردار نیست.مسایل مربوط به آموزش زبان قبلاً ذیل رشتة زبان‌شناسی مطرح می‌شد.با انقلاب چامسکی و ظهور زبان‌شناسی زایشی در اواخر دهة ۱۹۵۰، کانون توجه زبان‌شناسی بیشتر به مسایل مربوط به زبان‌شناسی زایشی محدود گردید.در واکنش به این امر مسایل مربوط به یادگیری و آموزش زبان تحت عنوان زبان‌شناسی کاربردی گسترش یافتند.زبان‌شناسی کاربردی از لحاظ اجتماعی، یک نقش پاسخگو نسبت به مسایل مربوط به زبان را دارد.با توجه به مسایل ذکر شده دقیقاً مشخص نیست که مسایل مربوط به زبان‌شناسی کاربردی چه زمانی شروع شد.اما اولین شماره مجلة یادگیری زبان در سال ۱۹۴۸در دانشگاه میشیگان منتشر شد.همان‌طور که گفته شد زبان‌شناسی کاربردی در ابتدا بیشتر زبان‌شناسی محور بود، اما در دهه۱۹۶۰مسایل مربوط به ارزیابی زبانی، سیاستگزاری زبانی و فراگیری زبان دوم را دربرگرفت، و سپس در دهة هفتاد کم‌کم از زبان‌شناسی نظری جدا شد.

آموزش زبان انگلیسی هم اکنون بیشتر به مسایل مربوط به زبان می‌پردازد، مسایل مربوط به زبان اول، زبان دوم (خارجی)و حتی مسایل مربوط به ترجمه و تفسیر.

بعضی از سؤالات رایج مطرح شده در این رشته عبارتند از:

۱ـ چگونه می‌توان زبان را به بهترین نحو تدریس کرد ؟

۲ـ عوامل اجتماعی مؤثر در یادگیری زبان کدامند؟

۳ـ چگونه تکنولوژی می‌تواند بر یادگیری و تدریس زبان تأثیر داشته باشد؟

۴ـ مشکلات مربوط به اختلالات زبان کدامند؟ چگونه می‌توان از آن‌ها اجتناب کرد؟ و بسیاری سؤال‌های دیگر

* گرایش‌ها و ابعاد مختلف این رشته در کارشناسی ارشد

وضعیت ادامه تحصیل

رشته آموزش زبان در ایران در میان رشته‌های مربوط به زبان از نظر ادامه تحصیل دارای شرایط بهتری است این رشته در ایران تا مقطع دکتری تدریس می‌شود و تا چند سال آینده هم به تعداد دانشگاه‌هایی که در داخل کشور اقدام به پذیرش دانشجو در مقطع دکتری در این رشته می‌نمایند افزوده خواهد گردید.

علاوه بر گرایش آموزش زبان دیگر گرایش‌های مرتبط با زبان عبارتند از:

مترجمی زبان انگلیسی: فارغ‌التحصیلان این گرایش در ترجمه کتب و متون تخصص لازم را کسب می‌نمایند.

ادبیات انگلیسی: تخصص فارغ‌التحصیلان این گرایش شناخت ادبیات غرب و نقد ادبی است.

زبان‌شناسی: تخصص فارغ‌التحصیلان این رشته شناخت زبان و ریشه‌یابی و همچنین شناخت سیر تحولی زبان می‌باشد.

توانایی‌های لازم برای فارغ‌التحصیلان

تحصیل‌کنندگان در این رشته باید از سطح بالایی از دانش زبان عمومی برخوردار باشند. علاوه بر دارا بودن دانش زبان عمومی، باید به مسایل مربوط به آموزش، تدریس و یادگیری زبان علاقه‌مند باشند. به طور کلی افرادی که وارد این رشته می‌شوند نه تنها باید به زبان انگلیسی علاقه‌مند بوده و از خواندن آن لذت ببرند، بلکه باید به برخی مسایل روانشناسی و آموزشی نیز علاقه‌مند بوده و مهمتر از همه دارای پشتکار فراوان باشند.

* زمینه‌های اشتغال

فارغ‌التحصیلان این رشته از نظر بازار کار شرایط نسبتاً مناسبی دارند.بیشتر فعالیت‌های آن‌ها به آموزش زبان مربوط می‌شود.از تدریس در مؤسسات خصوصی آموزش زبان گرفته تا تدریس در دانشگاه‌ها، همکاری با مجلات و روزنامه‌های خارجی منتشر شده در داخل کشور، همکاری با صدا و سیما در بخش دوبله کردن فیلم‌های خارجی، همکاری با شرکت‌های مسافرتی به عنوان راهنمای ‌تور البته باید توجه داشت که هر دانشجویی صرفاً با پاس کردن واحدهای دانشگاهی نمی‌تواند فرصت‌های شغلی خوبی داشته باشد بلکه این امر بستگی به پشتکار و دانش فرد دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 22:15  توسط زهراحیدری  | 

هفت نکته موثر در یادگیری زبان های خارجی (زبان انگلیسی)


اول از همه خوبه بدونید که بین تمامی زبانهای دنیا ، آسانترین زبان برای یادگیری انگلیسی است، پس امیدوار باشید!! چون طبق آمار تقریبا ۴۴۳ میلیون نفر در دنیا انگلیسی صحبت می کنند. این تعداد برای دیگر زبانهای اروپایی بسیار کمتر است. مثلا فرانسه ۱۲۱ میلیون نفر و آلمانی ۱۱۸ میلیون نفر. آمار کاملتر را اینجا ببینید.

این مطلب باعث می شه که به همین نسبت منابع و روش یادگیری هم متنوع تر و تاثیرگذارتر باشند چون بیشتر استفاده شده اند و در نتیجه بیشتر تست و بررسی شدند.
در اینجا ۷ نکته ساده را برای شروع یادگیری توضیح می دهم تا با استفاده از آنها بتوانید در کوتاهترین زمان انگلیسی یاد بگیرید:

۱- مهمترین قدم داشتن انگیزه کافی و شور و اشتیاق یادگیری است. اگر این را ندارید بقیه مطلب را نخونید. یا سعی کنید در خودتان انگیزه ایجاد کنید.
ساده است؛ در دنیای امروز برای برقراری ارتباط با افراد مختلف، رشد و پیشرفت در شغل و تحصیلات، دانستن اخبار روز، مجبورید انگلیسی بدانید، اما از دید اجبار به آن نگاه نکنید، به جای آن سعی کنید موقعیت و شرایطی را که بعد از یادگیری به دست خواهید آورد در ذهن خود به طورکامل مجسم کنید؛ تمام لذت و هیجان، در آمد بیشتر، تجربه های جدید، آدمها و مکانهای جدید، هر چیزی که برای شما جالب است؛ به همه اینها فکر کنید و سعی کنید از این رویا لذت ببرید. می بینید که اشتیاق و انگیزه شما برای یادگیری بیشتر می شود.

۲- تمرین و تکرار. حتما باید برای تکرار آنچه که می خوانید وقت بذارید حتی شده ۱۰ دقیقه ولی هر روز! بی استعداد ترین آدمها هم با تکرار و تمرین می توانند به خوبی زبان یاد بگیرند. هرچه این وقتی که صرف می کنید بیشتر باشه زودتر پیشرفت می کنید. باز هم تاکید می کنم هر روز، حتی کم.

۳- متدی که مناسب شماست را بیابید. هرکس مدل خودش فکر می کند، زندگی می کند، کار می کند و درس می خواند. آموزش زبان هم روشهای مختلفی دارد. فبل از شروع تحقیق کنید و با توجه به عادات و علایق خود، متدی بیابید که مناسب شما باشد. ممکن است این تحقیق کمی وقت شما را بگیرد ولی درعوض سرعت پیشرفت شما چند برابر خواهد شد.

۴- شاید بدونید که بهترین سن شروع یادگیری زبان ۴ تا ۵ سالگی است. پس زمانی که می خواهید زبان بخوانید یک بچه ۴ ساله باشید نه یک مهندس ۲۰ و چندساله با کلی معلومات و پرستیژ اجتماعی!! یعنی از ندانستن و پرسیدن ترس نداشته باشید مثل بچه هایی که تازه چرا گفتن را یاد گرفتند. هر چیز جدیدی براتون جالب باشه و درس را با تفریح بیاموزید.

۵- اشتباه کنید! نترسید. زمانی که مرتکب اشتباه می شوید و متوجه اشتباه خودتان می شوید، هیچ وقت تا آخر عمر آن نکته را فراموش نخواهید کرد. پس، از این که ممکن است مرتکب اشتباهی شوید؛ کلمه ای را اشتباه بگویید یا بنویسید؛ یا آدمها شما را مسخره کنند، نترسید. بزرگترین یادگیری و رشد انسانها در اشتباهات آنهاست. این قانون هستی است.

۶- زمانبندی داشته باشید. برای خودتان تاریخ تعیین کنید و متعهد باشید(به خودتان) که تا آن تاریخ حجمی از درس را که از قبل تعیین کرده اید تمام کنید و مدام خود را چک کنید. این کار برای شما تعهد و احساس مسئولیت ایجاد کرده و جدیت کار را زیاد می کند.

۷- این را بدانید که یادگیری یک زبان خارجی کار یک عمر است نه یک دوره. حتی کسانی که سالها زبان خوانده اند یا در کشورهای خارجی زندگی کرده اند، گاهی با کلماتی برخورد می کنند که معنی آن را نمی دانند. حتی در زبان مادری ما هم کلماتی هستند که معنی آنها را نمی دانیم. پس کمال گرا نباشید و با دیدن انبوهی از چیزهایی که نمی دانید، نا امید نشوید. هر چقدر هم که بدانید باز چیز جدیدی وجود دارد که شما نمی دانید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 16:2  توسط زهراحیدری  | 

نکاتی جهت یادگیری زبان انگلیسی





هدف داشته باشيد.

○ چرا میخواهيد زبان ياد بگيريد؟ قبل از هر چيز اين سؤال را از خودتان بپرسيد. خودتان دوست داريد زبان ياد بگيريد يا کسی از شما خواسته است که این کار را بکنيد؟ یادگیری زبان مثل هر تصمیم دیگری که در زندگی میگیرید، باید خواست خود شما باشد.

هنوز بچه هستيد!

○ بچه ای که تازه متولد شده است، به آهستگی زبان ياد میگيرد.

○ اول ياد ميگيرد که گوش کند، بعد صحبت کردن ياد میگيرد.

○ سرانجام نوبت به خواندن و نوشتن میرسد.

هر روز به مطالب انگليسی گوش دهيد.

○ به راديوهای انگليسی زبان گوش دهيد.

○ برنامه های تلويزيونی انگليسی ببينيد.

○ فيلمهای زبان انگليسی تماشا کنيد.

○ از مطالب آموزشی اینترنتی استفاده کنيد.

يک دوست انگليسی زبان پيدا کنيد.

○ با هم به انگليسی صحبت کنيد.

○ مکالمه هايي که ياد گرفته ايد را تمرين کنيد.

داستانهای انگليسی بخوانيد.

○ با کتابهای داستان ساده شروع کنيد.

○ تبليغات و هر تابلويي که به انگليسی ميبينيد را بخوانيد.

کلمات جديدی که ياد ميگيرد را بنويسيد.

○ دفترچه ای برای لغات جديد داشته باشيد.

○ کلمات را در آن به ترتيب حروف الفبا بنويسيد.

○ برای هر کلمه يک جمله مثال بنويسيد.

○ همیشه اول از يک دیکشنری انگليسی-انگليسی استفاده کنيد.

از گرامر ترس نداشته باشيد.

○ گرامر هم وسیله ای برای ارتباط برقرار کردن با دیگران است.

○ برای یاد گرفتن نکات گرامری که در آنها ضعیف هستيد، تمرین کنید.

○ به دوستانی که در سطح پایینتری از شما قرار دارند، نکات گرامری را آموزش دهيد. تدریس بهترين راه برای یادگیری است.

از انگليسی لذت ببريد.

○ هفته ای یکبار تبدیل به يک انگلیسی زبان شويد! طوری رفتار کنيد که انگار زبان مادريتان را نمیدانيد. سعی کنيد روزتان را فقط با انگلیسی صحبت کردن بگدرانید.

○ نامه های عاشقانه انگلیسی بنويسید. (اگر معشوقه تان انگلیسی یاد ندارد که ديگر چه بهتر!)

○ سعی کنید مطالب جالبی که به زبان خودتان میخوانید را به انگلیسی ترجمه کنيد. (جوکها، مطالب کوتاه، جملات جالب و ...)

○ متن آهنگهای محبوبتان را پیدا کنيد و همراه با گوش کردن متن را هم بخوانيد. حتی میتوانید با خواننده محبوبتان همراهی هم بکنيد!

○ برای خودتان یک هويت انگلیسی داشته باشید (با شغل، خانواده و ...). بیوگرافی خودتان را بنویسید.

○ با خودتان انگلیسی صحبت کنيد. اگر کسی زبان شما را نمیفهمد، لااقل با خودتان که میتوانید انگلیسی صحبت کنيد!

○ هر جایی که قدم میگذارید، سعی کنبد نام وسایل اطرافتان را به انگلیسی با خودتان تمرین کنید. اگر کلمه ای را بلد نیستيد، از دیکشنری استفاده کنید



+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 15:59  توسط زهراحیدری  | 

رشته های زبان انگلیسی


آیا می توان درها را به روی خود بست و به همه ملت ها پشت كرد و از پیشرفت و سازندگی سخن گفت؟ آیا می توان بدون شناخت زبان انگلیسی كه زبان بین المللی است، از تمدن و فرهنگ اقوام و همچنین پیشرفت های علمی و فرهنگی و تحولات ادبی و هنری جهانیان آگاهی یافت؟ و آیا می توان ارزش مطالعه آثار ادیبان بزرگی چون شكسپیر، مولیر، دیكنز و پروست و صدها فیلسوف و اندیشمند جهان را انكار كرد؟
اینجاست كه باید بر اهمیت رشته های زبان های خارجه و به خصوص دو رشته زبان انگلیسی و ادبیات و مترجمی زبان انگلیسی مهر تایید زد، دو رشته ای كه ما در این بخش به معرفی آنها می پردازیم با ذكر این نكته كه رشته های زبان های خارجه از بین تمامی داوطلبان آزمون سراسری دانشجو می پذیرد.
زبان و ادبیات انگلیسی
در رشته زبان و ادبیات انگلیسی طی سه ترم، دروس پایه كه شامل خواندن، نگارش و مكالمه است، آموزش داده می شود تا دانشجو با مسائل اساسی زبان آشنا گشته و آماده مطالعه دروس تخصصی خود گردد. كه دروسی شامل ادبیات انگلیسی (درآمدی بر ادبیات، فنون و صناعات ادبی، تاریخ ادبیات، شعر، رمان و نمایشنامه انگلیسی)، ترجمه (ترجمه متون ساده و ادبی)، زبان شناسی و روش تدریس و آزمون سازی می شود.
دروس رشته زبان و ادبیات انگلیسی به چهار بخش اصلی انگلیسی عمومی، زبان شناسی، روش تدریس و ادبیات تقسیم می شود كه در بخش انگلیسی عمومی بر روی دستور زبان، دامنه لغت و روش های خواندن كار می‌شود تا دانشجو بتواند برای خواندن هر متنی تبحر لازم را پیدا كند.
در بخش زبان شناسی نیز اصول آواشناسی و ساختارهای زبانی و چگونگی شكل گیری آنها آموزش داده می شود و در نتیجه دانشجو نسبت به ساختار زبان حساس تر شده و تشخیص می دهد زبانی كه صحبت می كند دارای چه ریشه ها و پایه هایی است و این باعث بالا رفتن دقت فكری او می شود.
دروس مربوط به روش تدریس و آزمون سازی نیز به دانشجویان روش ای نوین تدریس زبان انگلیسی را می آموزد و بالاخره دروس بخش ادبیات، اطلاعات دانشجویان را نسبت به فرهنگ انگلیسی زبانان وسعت می بخشد چرا كه بخش اصلی فرهنگ یك ملت در ادبیات آن منعكس می شود و در نتیجه وقتی با ادبیات قومی آشنا شویم، با فرهنگ آن قوم آشنا خواهیم شد. در ضمن دانشجویان این گرایش در 8 واحد با ترجمه ساده و ادبی متون زبان انگلیسی آشنا می شوند.
برخلاف تصور عامه مردم، ما در دانشگاه با الفبای زبان انگلیسی آشنا نمی شویم بلكه دانشجوی این رشته پیش از ورود به دانشگاه باید هم انگلیسی بفهمد و هم به این زبان سخن بگوید. و سپس در اینجا با سیر ادبیات انگلیسی و یا نقد ادبی كه از افلاطون شروع می شود تا دوره معاصر ادامه می یابد، آشنا شود. یعنی ما در اینجا از زبان انگلیسی به عنوان ابزاری برای یاد گرفتن ادبیات انگلیسی استفاده می كنیم.
مترجمی زبان انگلیسی
در گذشته شعار اصلی دانشگاه و دانشگاهیان این بود كه: "علم قدرت است." اما اكنون به این نتیجه رسیدند كه: "ترجمه قدرت است."
با كمی دقت می توان به حقیقت این سخن كه چندی پیش در سمینار یكی از دانشگاههای انگلستان مطرح گردید، پی برد. چرا كه هر كشوری برای ارتباط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و حتی مذهبی با كشورهای دیگر نیاز به مترجمانی قدرتمند و متبحر دارد. و این مساله در ارتباط با زبان انگلیسی اهمیت بیشتری پیدا می كند چون انگلیسی زبان مادری حداقل 12 یا 13 كشور جهان است و به عنوان یك زبان بین المللی شناخته شده است.
دروس رشته مترجمی زبان انگلیسی به سه بخش دروس عمومی، تخصصی پایه و تخصصی اصلی تقسیم می شود كه دروس عمومی و تخصصی پایه بین دو رشته زبان و ادبیات انگلیسی و مترجمی زبان انگلیسی مشترك است و دروس تخصصی اصلی مجزا می باشد. یعنی دانشجویان رشته مترجمی در این بخش، انواع دروس ترجمه مثل ترجمه انفرادی، ترجمه پیشرفته، ترجمه متون ادبی و اصول و روش ترجمه را می گذرانند و دانشجویان زبان و ادبیات انگلیسی شعر، ادبیات نمایشی، رمان و تاریخ ادبیات انگلیسی را مطالعه می كنند.
در ضمن لازم است گفته شود كه حتی در بخش دروس تخصصی اصلی نیز واحدهای مشتركی بین دو رشته وجود دارد كه از جمله می توان به زبان شناسی اشاره كرد.
در ترم های اول این رشته، چارچوب اولیه ترجمه و تفاوت زبان ها به دانشجویان آموزش داده می شود و تئوری ترجمه به ساده ترین وجه مطرح می گردد. در ترم های آخر نیز انواع تئوری های ترجمه مطرح شده و یك نگرش نظری كلی در مورد ترجمه به دانشجویان داده می شود و همچنین دانشجویان به مرور ترجمه جملات كوتاه و بلند و سپس جملات پیچیده و مركب و یا بندهای طولانی و بالاخره ترجمه متون ادبی و یا متونی كه دارای محتوای سنگینی هستند می پردازند. در ضمن دانشجویان این رشته با مطالعه درس زبان شناسی، ساختار زبان انگلیسی را به جای یاد گرفتن، لمس می كنند. و به همین دلیل سریع تر و مطلوب تر از زبانی به زبان دیگر گذر كرده و قادر به ترجمه كتبی یا شفاهی زبان می گردند.
توانایی های مورد نیاز
همانطور كه یك دانشجوی زبان و ادبیات فارسی، پیش از ورود به دانشگاه زبان فارسی را آموخته و با ادبیات آن آشنا است و در دانشگاه به تجزیه و تحلیل زبان فارسی (زبان شناسی، دستور زبان و اصول نگارش و ویرایش) و ادبیات (سبك شناسی، صنایع ادبی، انواع ادبی، متون نظم و نثر كلاسیك و تاریخ ادبیات) می پردازد. دانشجوی زبان انگلیسی نیز نباید دانشگاه را محلی برای آموزش ابتدایی زبان بداند، بلكه باید پیش از ورود به دانشگاه با زبان انگلیسی آشنایی كامل داشته و سپس در دانشگاه با ادبیات و یا مترجمی زبان انگلیسی آشنا گردد. اما متاسفانه بسیاری از دانشجویان این دو رشته، هنگام ورود به دانشگاه آمادگی لازم را ندارند و به قول یكی از اساتید حتی سه دقیقه نمی توانند انگلیسی صحبت كنند و یا بدون ده ها غلط ساختاری و واژگانی متنی ساده را به انگلیسی بنویسند.
مشكل عمده دانشجویان زبان انگلیسی در بدو ورود به دانشگاه این است كه آن ها تاكنون زبان را به صورت نظری یاد گرفته اند نه عملی. یعنی از گرامر انگلیسی اطلاع دارند اما نمی توانند به این زبان صحبت كنند. به همین دلیل اساتید ناگزیرند طی سه ترم اول، دروس پایه زبان شامل خواندن، نگارش و مكالمه را آموزش دهند و سپس وارد دروس اصلی و اختصاصی زبان و ادبیات انگلیسی شوند.
دانشجوی مترجمی انگلیسی باید در بدو ورود به دانشگاه تسلط كاملی به زبان انگلیسی داشته باشد و سپس وارد این رشته گشته و در دانشگاه با اصول و روش ترجمه یا زبان شناسی آشنا گردد. همچنین یك دانشجوی مترجمی باید به زبان فارسی تسلط كامل داشته باشد چون ترجمه از هر زبانی به زبان فارسی علاوه بر مهارت در زبان انگلیسی به مهارت بیشتری در زبان و نگارش فارسی نیاز دارد.
البته صرف دانستن دو زبان، انسان را مترجم نمی كند بلكه باید دانشجو اطلاعات عمومی خوبی داشته باشد. مثلاً نمی شود چیزی از فلسفه ندانست و یك كتاب فلسفی را ترجمه كرد و یا بدون اطلاع از زندگی، افكار و دوران تاریخی یك نویسنده، یكی از كتابهایش را ترجمه نمود. هر دانشجویی كه اطلاعات عمومی خوبی داشته باشد، در این رشته موفقتر است. چون دانشجوی این رشته گاه مجبور می شود متن های پیچیده و سنگینی را در زمینه های مختلف ترجمه كند، بنابراین باید با علوم مختلف آشنا باشد. همچنین باید به هدفی كه به خاطر آن زبان انگلیسی را فرا می گیرد، خیلی علاقه مند باشد تا در دوران تحصیل با تكیه بر علاقه خویش، سختیها و مشكلات را پذیرا شده و با پشتكار و تلاش موفق گردد.
گرایش های مقطع لیسانس:
دبیری زبان انگلیسی
زبان و ادبیات انگلیسی
مترجمی زبان انگلیسی
وضعیت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر: (كارشناسی ارشد و ...)
دبیری زبان انگلیسی: در دوره كارشناسی ارشد، دانشجوی زبان انگلیسی می تواند در گرایش آموزش زبان انگلیسی به تحصیلات خود ادامه دهد. در این مقطع هر دانشجو الزاماً باید 32 واحدی را بگذراند كه 4 واحد آن به پایان نامه تحصیلی (رساله) اختصاص دارد. گذراندن واحدهای تخصصی تدریس زبان انگلیسی (نظری، عملی) زبان شناسی و نیز روان شناسی به دانشجویان این امكان را می دهد تا با پشتوانه علمی كافی در زمینه تدریس موفق باشد. در دوره دكتری آموزش زبان انگلیسی، پس از پذیرفته شدن در آزمون سراسری آن، هر دانشجو باید نزدیك به 35 واحد درسی را بگذراند. تقریباً نیمی از این تعداد واحدها به رساله پایان تحصیلی اختصاص دارد.
گرایش های مختلف كارشناسی ارشد و دكتری در رشته زبان انگلیسی: فارغ التحصیلان هر یك از گرایشهای مختلف مجموعه زبان انگلیسی در مقطع كارشناسی (مترجمی زبان انگلیسی، دبیری زبان انگلیسی، ادبیات انگلیسی) می توانند در مقطع كارشناسی ارشد (فوق لیسانس) در هر یك از گرایش های زبان شناسی، آموزش زبان انگلیسی و یا ادبیات انگلیسی به ادامه تحصیلات خود بپردازند.
در مقطع دكتری، امكان ادامه تحصیل در داخل كشور در گرایشهای زبان شناسی و آموزش زبان انگلیسی وجود دارد.
تواناییهای فارغ التحصیلان مقاطع كارشناسی ارشد و دكتری
توجه به جنبه های نظری، عملی و علمی در مقاطع تحصیلات تكمیلی (كارشناسی ارشد و دكتری)، این امكان را برای فارغ التحصیلان فراهم می آورد تا با پشتوانه علمی كافی و آشنایی كامل با شیوه های تدریس زبان انگلیسی و با در نظر گرفتن روان شناسی تدریس، هر چه صحیح تر و مناسب تر به تدریس زبان انگلیسی در سطوح مختلف مبتدی، متوسط و پیشرفته مشغول گردند.
جذب فارغ التحصیلان مقاطع تحصیلات تكمیلی در محیط های كار
با توجه به این كه فارغ التحصیلان مقاطع تحصیلات تكمیلی از دانش نظری- عملی بیشتری نسبت به فارغ التحصیلان مقطع كارشناسی برخوردارند، از این رو، ضمن آن كه می توانند در تمام محل های جذب فارغ التحصیلان كارشناسی مشغول به كار شوند، امكان همكاری در دانشگاهها و سایر مراكز علمی و پژوهشی به عنوان عضو هیات علمی نیز برای آنان میسر می گردد.
آینده شغلی، بازار كار، درآمد
به یاد دارم یكی از دوستان كه به زبان انگلیسی بسیار علاقه مند بود، هنگام انتخاب رشته دانشگاهی می گفت: "با این كه زبان انگلیسی را خیلی دوست دارم اما حاضر نیستم كه به عنوان یك رشته دانشگاهی آن را انتخاب كنم. چون آنچه را كه دانشجوی زبان انگلیسی در دانشگاه می آموزد، می توان در آموزشگاههای آزاد زبان انگلیسی نیز یاد گرفت و در نهایت نیز كارایی و فرصت شغلی یك لیسانس زبان انگلیسی با فردی كه در موسسه های فوق آموزش دیده و مدرك FCE و TOEFL گرفته است، فرقی ندارد."
آنچه كه علاقه مندان در آموزشگاههای آزاد زبان می آموزند تنها زبان پایه است و تازه همان زبان پایه را نیز در حد كمال آموزش نمی بینند. برای مثال در دانشگاه نگارش در حد گسترده تری آموزش داده می شود. و مهم تر این كه در دانشگاه دانشجو دید خاصی نسبت به ادبیات انگلیسی و یا نقد ادبی پیدا می كند و یا در زمینه ترجمه متون متبحر می شود، قسمتهایی كه در بیرون دانشگاه اصلاً آموزش داده نمی شود و به همین دلیل فرصت های شغلی یك لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی با یك فارغ التحصیل آموزشگاههای آزاد كاملاً متفاوت است.
فردی كه در موسسه های آزاد آموزش دیده است، فقط انگلیسی عمومی را آموخته اما یك فارغ التحصیل دانشگاه با زبان شناسی و روش تدریس آشنا است و در نتیجه در تدریس زبان انگلیسی بسیار موفق تر است. همچنین چون روش تحقیق را به طور علمی فراگرفته است و با زبان و ادبیات انگلیسی نیز به خوبی آشنا است، بعد از فارغ التحصیلی در هر رشته ای كه مطالعه و تحقیق كند، در صورت علاقه مندی موفق خواهد شد.
دانشجوی خوب این رشته می تواند یك فارغ التحصیل موفق باشد و در نتیجه فرصت های شغلی زیادی دارد. برای مثال می تواند جذب صدا و سیما، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، وزارت جهاد سازندگی و وزارت امور خارجه شده و یا در سازمان ها و موسسات خصوصی كه با خارج از كشور ارتباط دارند و نیازمند به مترجم هستند، فعالیت كند.
یك فارغ التحصیل ادبیات انگلیسی نیز می تواند در حوزه كاری خود به ترجمه بپردازد، یعنی متون ادبی از جمله داستان یا شعر را ترجمه كند. البته چون دانشجوی ادبیات انگلیسی به اندازه كافی دروس ترجمه را نمی گذراند، باید علاوه بر درسهای خود به صورت آزاد از كلاس های ترجمه رشته مترجمی زبان انگلیسی نیز استفاده كند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 15:58  توسط زهراحیدری  | 

چرا بايد انگليسي ياد بگيريم؟

 

شايد يادگيري زبان انگليسي مهمترين گام در ارتقاء کيفيت زندگي شما باشد.

آيا هيچ فکر کرده‌ايد که دسترسي به اطلاعاتي که ديگران از آن بي‌بهره‌اند، چقدر مي‌تواند جالب باشد؟ يا صحبت کردن با افراد جالبي که ديگران نمي‌توانند با آنها ارتباط برقرار کنند؟ يا تحت تأثير قرار دادن اطرافيانتان هر موقع که دهانتان را باز مي‌کنيد؟ و يا پشت سر گذاشتن ديگران با جهش‌هاي بزرگي که در شغل‌تان برمي‌داريد؟

شما مي‌توانيد به همه‌ اينها برسيد، اگر خوب انگليسي صحبت کنيد.

 

 


 

دسترسي به اطلاعات

شما به چه چيزي علاقمند هستيد؟ علوم؟ موسيقي؟ کامپيوتـر؟ سلامتي؟ تجـارت؟ ورزش؟  رسانه‌هـاي امروز – از قبيـل اينترنت، تلويزيون و مطبوعـات – دسترسي تقريباً نامحدودي را به اطلاعات پيرامون موضوعات مورد علاقه‌تان فراهم کرده است. فراموش نکنيد که ما در عصر اطلاعات زندگي مي‌کنيم.

تنها يک مشکل وجود دارد: بيشتر اين اطلاعات به زبان انگليسي است.

در اينجا چند مثال از اطلاعاتي که اگر انگليسي بلد باشيد مي‌توانيد از آنها استفاده کنيد، بيان مي‌شود:

  • بيشتر صفحات وب. بيش از يک ميليارد (1.000.000.000) صفحه اطلاعات در اينترنت وجود دارد! اين شگفت‌انگيز است که تنها با ياد گرفتن يک زبان، به خيل عظيمي از اطلاعات در پهنه اينترنت دسترسي پيدا مي‌کنيد.
  • کتابها – در هر موضوعي، از سرتاسر جهان. شما مي‌توانيد کتابهايي با نويسندگان آمريکايي يا بريتانيايي بخوانيد، و نيز کتابهاي ترجمه شده از زبانهاي ديگر. به هر موضوعي که علاقمند باشيد، مي‌توانيد چيزي به انگليسي درباره آن پيدا کنيد.
  • مطبوعات. فقط مجله‌ها و روزنامه‌هاي انگليسي زبان هستند که به راحتي در هر کجاي جهان يافت مي‌شوند. شما براي پيدا کردن مجله‌هايي مانند تايم يا نيوزويک مجبور نيستيد خيلي وقت صرف کنيد.
  • علوم. زبان انگليسي کليـد دنيـاي علم و فن‌آوري است. حـدود 95% مقـالات علمي منتشر شده، به زبان انگليسي است کـه تنها حدود 50% از آنها مربوط بـه کشورهاي انگليسي‌زبان (مانند آمريکا و انگلستان) مي‌باشد.
  • گزارشات خبري. شبکه‌هاي تلويزيوني بين‌المللي از جمله BBC و CNN را در نظر بگيريد. آنها خبرها را بسيار سريع‌تر و حرفه‌اي‌تر منتشر مي‌کنند. در هر کجاي دنيا شما مي‌توانيد به آنها دسترسي داشته باشيد.

 

گفتگو با ديگران

انگليسي را مي‌توان «زبان گفتگو» ناميد. چرا؟ چون به نظر مي‌رسد همه مردم جهان پذيرفته‌اند که براي گفتگو و ارتباط با يکديگر از زبان انگليسي استفاده کنند.

  • حدود يک و نيم ميليارد (1.500.000.000) نفر در جهان مي‌توانند به انگليسي صحبت کنند. يک ميليارد نفر ديگر هم مشغول فراگيري آن هستند.
  • تقريباً همه کنفرانسها و مسابقات بين‌المللي به زبان انگليسي برگزار مي‌شود. به عنوان مثال رقابتهاي المپيک يا جام جهاني فوتبال را در نظر بگيريد.
  • سياستمداران کشورهاي مختلف از زبان انگليسي براي برقراري ارتباط با يکديگر استفاده مي‌کنند. انگليسي، زبـان اصلي سازمانهايي از قبيـل سازمـان ملل متـحد (UN)، نـاتـو (NATO) و... مي‌باشد.

 

اگر شما بتوانيد به انگليسي صحبت کنيد، قادر خواهيد بود:

  • با مردمان سراسر جهان ارتباط برقرار کنيد. مثلاً مي‌توانيد عقايد و نظراتتان را در گروه‌هاي تبادل نظر اينترنتي بيان کنيد. به افراد مورد علاقه‌تان ايميل ارسال کنيد و درباره زندگي و فرهنگشان اطلاعات کسب کنيد.
  • راحت‌تر سفر کنيد. به هر کجا که سفر مي‌کنيد مي‌توانيد با ديگران ارتباط برقرار کنيد – انگليسي در بيش از 100 کشور جهان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مي‌توانيد آدرس بپرسيد، با افراد مکالمه کنيد، يا... کمک بخواهيد. کسي چه مي‌داند، شايد روزي زبان انگليسي جان شما را نجات دهد!

 

پيشرفتهاي شغلي

اگر خواهان شغل خوبي در زمينه‌هاي تجاري يا علمي هستيد، از پشت ميز کارتان بلند شويد و همين حالا به فراگيري انگليسي مشغول شويد!

دانستن انگليسي به شما اجازه مي‌دهد که:

  • عبارت «مسلط به زبان انگليسي» را در رزومه (=خلاصه شرح حال و سوابق) خود درج کنيد. بدين ترتيب شانس خود را براي بدست آوردن شغل بهتر و کسب درآمد بيشتر، افزايش مي‌دهيد.
  • دانش فني خود را افزايش دهيد. انگليسي زبان فن‌آوري است، مخصوصاً فن‌‌آوريهاي تراز بالايي مانند علوم کامپيوتر، ژنتيک و پزشکي. اگر مي‌خواهيد درباره اين علوم مطالعه کنيد، احتمالاً مجبور خواهيد شد از منابع انگليسي استفاده کنيد.
  • يک تاجر بين‌المللي باشيد. ايـن بسيار واضح اسـت. تجـارت بين‌المللي تنها بـا زبان انگليسي ميسر مي‌شود. يادتان باشد که در دهکده جهاني به سر مي‌بريد. بنابراين اگر مي‌خواهيد نقشي ايفا کنيد، بايد انگليسي بلد باشيد – تا بتوانيد با تجار ديگر ارتباط داشته باشيد، در کنفرانس‌ها و همايش‌ها شرکت کنيد، روزنامه‌ها و مجلات تجاري بخوانيد و....
  • دانشجوي و محقق بهتري باشيد. مي‌توانيد با دانشمندان کشورهاي ديگر مکاتبه کنيد. در همايشهاي بين‌المللي شرکت کنيد و با مطالعه مجلات و کتب، از يافته‌هاي جديد علمي با خبر شويد.

 

ياد گرفتن انگليسي آسان است

انگليسي نه فقط مفيدترين زبان دنياست، بلکه يکي از آسان‌ترين زبانها براي يادگيري و استفاده محسوب مي‌شود:

  • الفباي ساده – هيچ نماد يا نشانه خاصي از قبيل ä يا é وجود ندارد.
  • حالت جمع آسان – فقط کافي است يک s (يا es) به انتهاي يک اسم اضافه شود. (one car, two cars)
  • کوتاهي کلمات – اغلب کلمات اصلي کوتاه هستند: run, work, big, go, man و.... کلمات طولاني‌تر هم غالباً کوتاه مي‌شوند: fridge=refrigerator, os=operating system.
  • انگليسي همه جا يافت مي‌شود: دسترسي به تلويزيون، موسيقي، وب‌سايتها و مجلات انگليسي زبان بسيار راحت است. شما مجبور نخواهيد بود فقط از چند کتاب خسته‌کننده آموزشي استفاده کنيد. مي‌توانيد همزمان هم انگليسي بياموزيد و هم از آن استفاده کنيد. بديهي است که بدين ترتيب اشتياق شما براي يادگيري افزايش مي‌يابد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 15:40  توسط زهراحیدری  | 

● چرا زبان انگلیسی؟

زبان توسعه یافته ترین ابزار فکری است که برای برقراری ارتباط بین انسانها و جوامع انسانی به کار گرفته می شود. گرچه با ابزارهای دیگری مانند علایم، رقص و هنرهای بصری همچون نقاشی و مجسمه سازی نیز می توان ارتباط برقرار نمود، اما انتقال مفاهیم پیچیده ذهنی به ساده ترین و کامل ترین شکل ممکن فقط از طریق زبان نوشتاری و گفتاری ممکن است.

اما جمعیت کره زمین به زبانهای مختلفی صحبت می کنند، زبانهایی که هرکدام به گوش دیگری غریب می آیند. طی سالیان اخیر به دلایل مختلف علمی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، زبان انگلیسی تبدیل به وسیله ارتباط مردمانی از فرهنگها و ملیت های متفاوت شده است. امروزه زبان انگلیسی درفعالیتهای مالی، تجاری، آموزشی، پژوهشی وعلمی سراسر جهان به عنوان ابزار اصلی انتقال مفاهیم به کارگرفته می شود، البته زبانهای دیگر نیز در برخی موارد نقشی کلیدی ایفا می کنند.
در دنیای امروز، اگر بخواهید در رشته پزشکی تحصیل کنید یا مدیری موفق باشید، دانستن زبان انگلیسی برایتان یک ضرورت به شمار می آید چرا که در آن صورت می توانید درتجربیاتی که دیگرمردم دنیا بدست آورده اند سهیم شوید و در ارتباطی تنگاتنگ با آنان، دانش خود را به روز نگه دارید.
علاوه بر آن، دردنیایی که پیشرفت وسایل ارتباط جمعی رفته رفته آن را به دهکده ای فرضی بدل می کند ،نیاز به زبانی مشترک برای برقراری ارتباط و پیشبرد اهداف علمی-اجتماعی بشر، بیش از پیش احساس می شود. بنابراین یادگیری زبان انگلیسی که خواهی نخواهی به زبان ارتباط مردم دنیا بدل شده است دراولویت کاری تاجران، دانش پژوهان و … قرارمی گیرد.
البته منظور از یادگیری، کسب تواناییهای لازم به اندازه سخن پردازانی مانند شکسپیرومیلتن نیست بلکه تا حدی است که بتوان دریافت کدام واژه چه مفهومی میتواند داشته باشد.
در حال حاضر انگلیسی، زبان مادری بیش از ۳۴۰ میلیون شهروند بریتانیایی، آمریکایی، کانادایی و استرالیایی است. علاوه برآن، به دلیل نفوذ نظامی، اقتصادی، علمی، سیاسی و فرهنگی دولت انگلیس در سده های هجدهم و نوزدهم میلادی وهمچنین نفوذ فرهنگی و رسانه ای آمریکا درسده بیستم و بیست و یکم، تعداد ۶۰۰ میلیون نفر نیز زبان انگلیسی را به عنوان زبان دوم خود به کار می برند. میلیونها نفر دیگر در سراسر جهان در حال یاد گیری این زبان می باشند تا بخشی از نیازهای علمی-فرهنگی خود را در جوامع انسانی به شدت در هم تنیده امروزی رفع نمایند.

● برای یادگیری زبان انگلیسی از کجا باید شروع کرد؟

نقطه آغازکجاست؟ چه مطالبی را باید خواند؟ و با چه روشی؟ اینها پرسشهایی هستند که معمولا زبان آموزان پاسخ ساده ای برای آنها پیدا نمی کنند.
به گفته بسیاری از زبان شناسان، زبان یک مهارت است که برای یادگیری آن باید تمرین زیادی کرد. از آنجا که فرایند یادگیری زبان بسیار کند است، این تمرین باید متناوب، مستمر و طولانی باشد در غیراین صورت اثر بخشی آن کم می شود. اما منظورم از متناوب، مستمر وطولانی چیست؟
تناوب یعنی مطالعه حجم محدودی از مواد درسی در فاصله های معین که در مورد زبان انگلیسی سه تا شش روز در هفته توصیه می شود. استمرار یعنی تکرار این مطالعه بدون تعطیلی. متاسفانه اغلب زبان آموزان پس از مدتی مطالعه خسته شده و به خود استراحت چند هفته ای یا چند ماهه می دهند که این امر در فرایند یادگیری تاثیر منفی می گذارد. و طولانی بودن یعنی این تناوب و استمرار باید تا مدتها ادامه پیدا کند. به عبارت دیگر، زبان آموز نباید انتظار داشته باشد که در مدت کوتاهی، مثلا چند هفته یا حتی چند ماه، همه توقعاتش برآورده شود زیرا همانطور که قبلا اشاره شد فرایند یادگیری زبان کند بوده و نیازمند مدت زمانی در حدود دوسال است. البته این زمان کاملا تقریبی است و بسته به میزان تمرین روزانه، روش مطالعه و مواد درسی تغییر می کند. به طور خلاصه باید گفت که قانون طلایی یادگیری زبان مطالعه حجم کمی از مطالب در فاصله زمانی معین اما مداوم است.
اما اینکه مواد درسی چه باشند یا روشهای مطالعه چگونه باشند احتیاج به بحثی طولانی دارد که سعی می کنم کلیات آنرا در این نوشته مطرح نمایم.
نکته ای که معمولا زبان آموزان به آن توجهی ندارند این است که زبان انگلیسی را به چه منظور فرا می گیرند؟ آیا تاکید آنها بر کسب مهارتهای گفتاری است یا مهارتهای نوشتاری یا هر دوی آنها؟ هدف آنها هرچه باشد ذکر یک نکته بسیار پر اهمیت است: تا زمانی که نمی توانید گفته های یک انگلیسی زبان را درک کرده و به او پاسخی مناسب دهید، فرایند یادگیری زبان در ذهن شما کامل نشده است. به عبارت ساده تر، زمانی زبان انگلیسی را یادگرفته اید که بتوانید ارتباط گفتاری و نوشتاری معناداری با یک انگلیسی زبان برقرار کنید. این یعنی درک کامل واژه ها، اصطلاحها و لهجه ها با همان سرعتی که معمولا انگلیسی زبانها صحبت می کنند.
پس می بینیم که یادگیری یک زبان به آن آسانی که در برخی آگهی ها ادعا می شود، نیست. به همین دلیل فراگیری زبانهای مختلف، در سنین کودکی و نوجوانی توصیه می شود تا حافظه قوی و زمان کافی برای یادگیری وجود داشته باشد. با این همه، چنانچه زبان آموز قانون طلایی را رعایت کند حتما به نتیجه ای مطلوب خواهد رسید.
▪ نکات کلی در مورد مواد درسی و روش مطالعه:
ـ مطالبی را انتخاب کنید که مناسب با سطح دانشتان باشد. یعنی نکات دستوری و تعداد واژه های متن انتخابی آنقدرساده نباشد تا انگیزه مطالعه را ازدست بدهید و یا زیاد مشکل نباشد تا از رجوع مکرر به کتابهای دستور یا فرهنگ واژه ها خسته شوید.
ـ تا آنجا که ممکن است مطالبی را بخوانید که نوارهای شنیداری آنها نیز در دسترس باشد. یعنی آنچه را می خوانید، بشنوید.
ـ هرگز واژه ها را خارج از متن حفظ نکنید. سعی کنید هر واژه یا اصطلاح را درون متن فهمیده و به خاطر بسپارید. زیرا ممکن است معنی بسیاری از واژه ها بسته به موضوع متن و نحوه قرارگرفتن آنها درجمله تغییر کند. درضمن، مطالعه واژه ها درون یک متن سبب می شود تا مغز رابطه ای منطقی و معنادار بین کلمات ایجاد کرده و آنها را بهتر به خاطر بسپارد.
ـ برای یافتن معنی واژه ها از فرهنگ های تک زبانه ای استفاده کنید که واژه را توضیح داده و مثال می آورد.
ـ از هر دو ورودی ذهنتان یعنی گوشها و چشمها به خوبی استفاده کنید. گوش کردن و خواندن هر دو به یک میزان در یادگیری تاثیر می گذارند.
ـ هر روز یک اصطلاح یا ضرب المثل را به خاطر بسپارید.
ـ به انگلیسی فکر کنید و صحبت کنید. این کار در ابتدا مشکل به نظر می رسد ولی رفته رفته با وسعت دایره واژگانی تان آسانتر می شود.
ـ هر مطلبی را با هر موضوعی با شرط اینکه متناسب با دانش شما باشد، مطالعه کنید. شاید برای شروع، مطالعه داستانهای ساده شده (simplified stories) که بر اساس آسانی و دشواری سطح بندی شده اند، مناسب باشد.
انگلیسی در سراسر دنیا تحت شرایط مختلفی تدریس می شود. بیشتر زبان آموزان زبان انگلیسی در یادگیری آن مشکلاتی دارند. اکثر مشکلاتی که زبان آموزان با آنها مواجهند ، در نتیجه میزان تفاوت زبان مادری آنها با انگلیسی است. برای مثال یک متکلم بومی چینی ممکن است با مشکلات بیشتری مواجه شود تا یک متکلم بومی آلمانی. فراگیران زبان اغلب مرتکب اشتباهات تلفظی و ترکیبی می شوند، علی رغم این که این اشتباهات ناشی از دخالت زبان اولشان (L۱) است. این مداخله بعنوان تداخل زبان اول (زبان مادری ) شناخته شده است. در حالی که زبان انگلیسی پیچیده تر از خیلی از زبان های اصلی نمی باشد اما این زبان چندین خصوصیت دارد که برای زبان آموزان ایجاد اشکال می کند.
صداهای صامت، مصوت و هجاها در تلفظ، شمار زیاد زمان ها، کاربدهای افعال کمکی، افعال معین، اصطلاحات و حروف تعریف در حیطه دستور زبان (گرامر) باعث خیلی از مشکلات برای زبان آموزان شده است.
این واقعیت که ایالات متحده و انگلستان دو موتور اصلی این زبانند و مقوله ها را با اصطلاحات متفاوتی توصیف می کنند و بیشتر اختصارهایی که در حیطه آموزش و یادگیری زبان انگلیسی استفاده می شوند ممکن است گیج کننده باشند.
اکثر کسانی که در دوران مدرسه از زبان انگلیسی استفاده ای نمی‌برند به علت ناآگاهی از اهمیت آن است. همین افراد وقتی وارد دانشگاه می‌شوند و می‌بینند که زبان علم دنیا و اینترنت و رسانه ها انگلیسی است، بیشتر انگیزه برای یادگیری زبان دارند. برخی به دنبال آموختن می‌روند و برخی دیگر به همین شکل فارغ‌التحصیل می‌شوند. بسیاری از دانشجویان، حتی در دوره های کارشناسی ارشد و دکتری درس را تمام می‌کنند بدون آنکه توانایی ترجمه حتی یک متن انگلیسی ساده را داشته باشند چه برسد به متون تخصصی. و همان‌ها می‌شوند استاد دانشگاه‌.

● یادگیری زبان انگلیسی و تاثیر آن در تحصیل

امروزه یادگیری زبان انگلیسی یک ضرورت انکار ناپذیر است چراکه زبان انگلیسی، زبان علم است و آموزش رشته‌های مختلف در سطوح عالی و تولیدعلم به زبان انگلیسی صورت می گیرد.
با افزایش روند جهانی سازی ارتباطات بین المللی، برنامه‌های رادیوئی و تلویزیونی، تجارت جهانی و آموزش علوم جدید همگی به زبان انگلیسی صورت می‌گیرند و عدم آشنایی با این زبان برابر با عدم زندگی در دنیای مدرن امروزی است
زبان انگلیسی از زبانهای زنده و بین المللی دنیاست که پر طرفدار ترین زبان مکالمه ای دنیا است.
زبان بین المللی جهان هم زبان انگلیسی است به دلیل یادگیری آسان و روان و آسان بودن در به کار بردن این زبان در مکالمه که زبان انگلیسی را به زبانهای دیگر جهان متمایز تر میکند.
تذکر: قابل به ذکر است که زبان انگلیسی بسیار فرار است و اگر هر چند وقت یک بار تمرین نکنیم از یادمان میرود بخاطر همین هر هفته باید وقتی را برای تمرین کردن زبان انگلیسی در نظر بگیریم و تمریهایی را انجام بدهیم ومعلم انگلیسی ما هم میگوید: زبان انگلیسی به یک yesو no خلاصه نمیشود و باید برای فراگیری آن تلاش کرد.

● سخنی درباره زبان انگلیسی از امام خمینی (ره):

پیشتر به زبان (خارجی) احتیاج نبود. امروز احتیاج است. باید زبان های زندهء دنیا جزء برنامهء تبلیغات مدارس باشد…. .امروز مثل دیروز نیست که صدای ما از ایران بیرون نمیرفت امروز مامیتوانیم در ایران باشیم و در همه جای دنیا با زبان دیگری تبلیغ کنیم.
این رو هم بگم همونطوری که در اول گفتم اولین چیزی که یادگیری این درس را آسان مکند پشتکارو تمرین و اراده است.
امروزه این زبان بین المللی در تمام رشته ها کاربرد مهمی دارد کا میپوتر که زبان آن نیز انگلیسی است نیاز به یادگیری زبان انگلیسی دارد تا با دستورات و خطاهای آن آشنا شویم.
اگر بتوانیم زبان انگلیسی در همان پایه از تحصیل خود قوی کنیم و نکات دستوری و گرامر آن را یاد بگیریم مطمنا در ادامه تحصیل و همینطور در رشته مورد نظر موفق خواهیم بود .
از بحث هایی که شده می فهمیم که زبان انگلیسی تاثیر مستقیم در ادامه تحصیل دارد و برا ی یاد گیری هر چه بهتر این زبان باید تلاش کرد و مدارس و دانشگاه ها باید در این راه به دانش اموزان کمک کنند تا با هر چه بهتر آموزش این زبان ونحوه یادگیری گامی موثردر عرصه آموزش زبان انگلیسی رواج دهندو همینطور خانواده ها با حمایت فرزندان خود و کلاسهای موجود در این زمینه این زبان را در فرزندان خود تقویت نمایند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 15:37  توسط زهراحیدری  | 

روشهای فراگیری لغات


 

روشهای فراگیری لغات

به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:

 

کارتهای نمایش (Flash cards)

استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این روش بسیار مؤثر و در عین حال کم هزینه است.

روش کار بدین صورت است که یک دسته کارت مقوایی، در اندازه‌ای که در جیب جا شوند، تهیه می‌کنید، در یک روی آن لغت انگلیسی را می‌نویسید و در سمت دیگر کارت معنی آن را به فارسی وارد می‌کنید. همانطور که کارتها را مرور می‌کنید، لغتها را به دو دسته تقسیم می‌کنید: آنهایی که معنی آن را فوراً به خاطر می‌آورید و آنهایی که به راحتی نمی‌توانید معنی آن را به خاطر آورید. به مرور لغتهایی که هنوز به آنها تسلط پیدا نکرده‌اید آنقدر ادامه می‌دهید تا اینکه مطمئن شوید آنها را بخوبی یاد گرفته‌اید.

 

دفتر لغت

سعی کنید حتماً یک دفتر لغت مناسب تهیه کنید و هر موقع که به لغت جدیدی برخوردید آن را در دفترتان یادداشت کنید. فقط به نوشتن لغت و معنی آن اکتفا نکنید. بعضی از مواردی که می‌توانید در دفترتان ثبت کنید عبارتند از: توضیح انگلیسی معنی لغت، مترادف ها، متضادها، تصاویر، جملات نمونه (به انگلیسی)، علائم فونتیک، نوع کلمه (اسم، فعل و ...)، نکات گرامری (قابل شمارش، غیرقابل شمارش و ...)، کلمات هم خانواده و ....

کارهای جالبتری هم می توانید انجام دهید: مثلاً می‌توانید خودتان با لغت جدید یک جمله بسازید و یادداشت کنید. و یا صفحاتی را به موضوعات خاصی اختصاص دهید؛ مثلاً حیوانات، رنگها و شکلها، پول، مسافرت، غذاها و میوه ها و ....

 

تصویر سازی ذهنی

در این روش شما یک لغت انگلیسی را با یک لغت فارسی که تلفظ یا املای مشابهی دارد، به نحوی مرتبط می کنید که الزاماً از لحاظ معنایی با هم ارتباطی ندارند. بعنوان مثال اگر شما برای اولین بار به لغت tongue (تانگ: به معنی زبان) برخوردید، متوجه می‌شوید که تلفظ آن شبیه تانک در فارسی است. بنابراین می‌توانید در ذهنتان مجسم کنید که بجای زبان، یک تانک از دهان کسی در حال خارج شدن است!

مثال دوم: فرض کنید شما به لغت در valorous به معنی شجاع بر می‌خورید. در این حال می‌توانید در ذهن خود چنین مجسم کنید که در کنار دریا ایستاده‌اید و مشغول تماشای وال‌ها هستید. والها یکی یکی به سطح آب می‌آیند ولی به محض اینکه شما را می‌بینند می‌ترسند و فرار می‌کنند، تا اینکه یک وال روس (یک وال از کشور روسیه) به سطح آب می‌آید و بجای اینکه از شما فرار کند، به سمت شما می‌آید. شما با خود می‌گویید: وال روس، شجاع است! (مثال دوم از rezalotfian.blogfa.com)

این تکنیک به شما کمک می‌کند تا هر چه بهتر معانی لغات را بخاطر بسپارید. همچنین گفته می‌شود که هر‌چقدر تصویر ساخته شده عجیب‌تر باشد، به خاطر آوردن آن هم آسانتر خواهد بود.

 

تکرار، تکرار و تکرار!

مطالعات نشان می‌دهند که احتمال فراگیری لغاتی که بیش از 8 بار به هنگام مطالعه متنهای مختلف دیده می‌شوند، بسیار بیشتر از لغاتی است که کمتر تکرار شده‌اند. همچنین زبان‌شناسان به اتفاق معتقدند که تکرار لغات با صدای بلند به از بر کردن آنها کمک زیادی می‌کند. بنابراین گاهی همین تکرار کردن ساده حافظه شما را برای بخاطر سپردن لغات دشوار یاری می‌کند. در ضمن توصیه می‌شود که جمله کاملی را که لغت مورد نظر را در خود دارد، از بر کنید و یا چند بار با صدای بلند تکرار نمایید.

 

مطالعه آزاد

شما می‌توانید دایره لغات خود را با مطالعه آزاد افزایش دهید، اگر چه بسیاری از زبان‌شناسان ادعا می‌کنند که در ابتدا باید بین 3000 تا 5000 لغت و هم خانواده‌های آنها را فرا بگیریم تا این توانایی را پیدا کنیم که معنی دقیق لغات را با توجه به متن آن پیدا کنیم. پس تا آنجا که می‌توانید وقت آزاد خود را برای مطالعه متن‌های انگلیسی (داستانهای کوتاه، اخبار و مقالات و ...) اختصاص دهید. وقتی به لغت جدیدی بر می‌خورید، ابتدا سعی کنید معنی آن را از روی بقیه متن حدس بزنید و سپس با مراجعه به دیکشنری معنی دقیق آن را پیدا کنید.

 

طبقه‌بندی لغات

با طبقه‌بندی کردن لغات، بخاطر سپردن آنها راحت‌تر می‌شود. به مثال زیر توجه کنید:
 

VEGETABLES

Celery  کرفس

Cauliflower  گل کلم

Pea  نخود

Onion  پیاز

Carrot  هویج

FRUIT

Pear  گلابی

Peach  هلو

Apple  سیب

Cherry  گیلاس

Melon  خربزه

شما همچنین می‌توانید لغاتی را که از لحاظ دستوری، ریشه‌ای، معنایی و ... با هم مرتبط هستند، یکجا یاد بگیرید:

child بچه, childhood بچگی, childish بچگانه, childless بی‌بچه (بی‌اولاد)

 

و سخن آخر اینکه هیچ کدام از روشهای فراگیری لغات کامل نیستند و هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. بهترین راه این است که این روشها را با هم تلفیق کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 15:2  توسط زهراحیدری  | 

مطالب قدیمی‌تر