





easy way to learn english
سالها پيش، وقتي كه جوانتر بودم
I kinda liked a girl I knew.
يه جورايي يه دختري رو كه ميشناختم دوست داشتم
She was mine, and we were sweethearts
اون مال من بود، و ما عزيز دل همديگه بوديم
That was then, but then it’s true
اين مال بعدش بود، البته بعدش به حقيقت پيوست
I’m in love with a fairytale,
من عاشق دختر شاه پريان هستم (ترجمه اصلي ميشه من عاشق دختري از افسانه پريان هستم)
even though it hurts
با وجودي كه [روحم رو] آزار ميده
‘Cause I don’t care if I lose my mind
چون اهميتي نميدم اگه هوش و حواسم رو از دست بدم
I’m already cursed.
من از قبل نفرين شدم
Every day we started fighting,
روزها رو با جنگ و دعوا شروع ميكرديم
every night we fell in love
و شبها رو با عشق ورزيدن به هم
No one else could make me sadder,
كس ديگهاي نميتونست من رو انقدر ناراحت كنه
but no one else could lift me high above
البته كس ديگهاي هم نميتونست انقدر من رو به اوج برسونه
I don’t know what I was doing,
نميدونم چيكار كردم
when suddenly, we fell apart
وقتي كه ناگهاني از هم جدا شديمم
Nowadays, I cannot find her
اين روزها نميتونم پيداش كنم
But when I do, we’ll get a brand new start
اما اگه پيداش كنم، شروعي تازه رو با هم خواهيم داشت
I’m in love with a fairytale,
من عاشق دختر شاه پريان هستم (ترجمه اصلي ميشه من عاشق دختري از افسانه پريان هستم)
even though it hurts
با وجودي كه [روحم رو] آزار ميده
‘Cause I don’t care if I lose my mind
چون اهميتي نميدم اگه هوش و حواسم رو از دست بدم
I’m already cursed.
من از قبل نفرين شدم
She’s a fairytale
اون دختري از افسانه پريان است
Yeah…
Even though it hurts
با وجودي كه [روحم رو] آزار ميده
‘Cause I don’t care if I lose my mind
چون اهميتي نميدم اگه هوش و حواسم رو از دست بدم
I’m already cursed
من از قبل نفرين شدم
روشهای فراگیری لغات
به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:
کارتهای نمایش (Flash cards)
استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این روش بسیار مؤثر و در عین حال کم هزینه است.
روش کار بدین صورت است که یک دسته کارت مقوایی، در اندازهای که در جیب جا شوند، تهیه میکنید، در یک روی آن لغت انگلیسی را مینویسید و در سمت دیگر کارت معنی آن را به فارسی وارد میکنید. همانطور که کارتها را مرور میکنید، لغتها را به دو دسته تقسیم میکنید: آنهایی که معنی آن را فوراً به خاطر میآورید و آنهایی که به راحتی نمیتوانید معنی آن را به خاطر آورید. به مرور لغتهایی که هنوز به آنها تسلط پیدا نکردهاید آنقدر ادامه میدهید تا اینکه مطمئن شوید آنها را بخوبی یاد گرفتهاید.
دفتر لغت
سعی کنید حتماً یک دفتر لغت مناسب تهیه کنید و هر موقع که به لغت جدیدی برخوردید آن را در دفترتان یادداشت کنید. فقط به نوشتن لغت و معنی آن اکتفا نکنید. بعضی از مواردی که میتوانید در دفترتان ثبت کنید عبارتند از: توضیح انگلیسی معنی لغت، مترادف ها، متضادها، تصاویر، جملات نمونه (به انگلیسی)، علائم فونتیک، نوع کلمه (اسم، فعل و ...)، نکات گرامری (قابل شمارش، غیرقابل شمارش و ...)، کلمات هم خانواده و ....
کارهای جالبتری هم می توانید انجام دهید: مثلاً میتوانید خودتان با لغت جدید یک جمله بسازید و یادداشت کنید. و یا صفحاتی را به موضوعات خاصی اختصاص دهید؛ مثلاً حیوانات، رنگها و شکلها، پول، مسافرت، غذاها و میوه ها و ....
تصویر سازی ذهنی
در این روش شما یک لغت انگلیسی را با یک لغت فارسی که تلفظ یا املای مشابهی دارد، به نحوی مرتبط می کنید که الزاماً از لحاظ معنایی با هم ارتباطی ندارند. بعنوان مثال اگر شما برای اولین بار به لغت tongue (تانگ: به معنی زبان) برخوردید، متوجه میشوید که تلفظ آن شبیهتانک در فارسی است. بنابراین میتوانید در ذهنتان مجسم کنید که بجای زبان، یک تانک از دهان کسی در حال خارج شدن است!
مثال دوم: فرض کنید شما به لغت در valorous به معنی شجاع بر میخورید. در این حال میتوانید در ذهن خود چنین مجسم کنید که در کنار دریا ایستادهاید و مشغول تماشای والها هستید. والها یکی یکی به سطح آب میآیند ولی به محض اینکه شما را میبینند میترسند و فرار میکنند، تا اینکه یک وال روس (یک وال از کشور روسیه) به سطح آب میآید و بجای اینکه از شما فرار کند، به سمت شما میآید. شما با خود میگویید: وال روس، شجاع است! (مثال دوم از rezalotfian.blogfa.com)
این تکنیک به شما کمک میکند تا هر چه بهتر معانی لغات را بخاطر بسپارید. همچنین گفته میشود که هرچقدر تصویر ساخته شده عجیبتر باشد، به خاطر آوردن آن هم آسانتر خواهد بود.
تکرار، تکرار و تکرار!
مطالعات نشان میدهند که احتمال فراگیری لغاتی که بیش از 8 بار به هنگام مطالعه متنهای مختلف دیده میشوند، بسیار بیشتر از لغاتی است که کمتر تکرار شدهاند. همچنین زبانشناسان به اتفاق معتقدند که تکرار لغات با صدای بلند به از بر کردن آنها کمک زیادی میکند. بنابراین گاهی همین تکرار کردن ساده حافظه شما را برای بخاطر سپردن لغات دشوار یاری میکند. در ضمن توصیه میشود که جمله کاملی را که لغت مورد نظر را در خود دارد، از بر کنید و یا چند بار با صدای بلند تکرار نمایید.
مطالعه آزاد
شما میتوانید دایره لغات خود را با مطالعه آزاد افزایش دهید، اگر چه بسیاری از زبانشناسان ادعا میکنند که در ابتدا باید بین 3000 تا 5000 لغت و هم خانوادههای آنها را فرا بگیریم تا این توانایی را پیدا کنیم که معنی دقیق لغات را با توجه به متن آن پیدا کنیم. پس تا آنجا که میتوانید وقت آزاد خود را برای مطالعه متنهای انگلیسی (داستانهای کوتاه، اخبار و مقالات و ...) اختصاص دهید. وقتی به لغت جدیدی بر میخورید، ابتدا سعی کنید معنی آن را از روی بقیه متن حدس بزنید و سپس با مراجعه به دیکشنری معنی دقیق آن را پیدا کنید.
طبقهبندی لغات
با طبقهبندی کردن لغات، بخاطر سپردن آنها راحتتر میشود. به مثال زیر توجه کنید:
VEGETABLES Celery کرفس Cauliflower گل کلم Pea نخود Onion پیاز Carrot هویج | FRUIT Pear گلابی Peach هلو Apple سیب Cherry گیلاس Melon خربزه |
شما همچنین میتوانید لغاتی را که از لحاظ دستوری، ریشهای، معنایی و ... با هم مرتبط هستند، یکجا یاد بگیرید:
child بچه, childhood بچگی, childish بچگانه, childless بیبچه (بیاولاد)
و سخن آخر اینکه هیچ کدام از روشهای فراگیری لغات کامل نیستند و هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. بهترین راه این است که این روشها را با هم تلفیق کنید.
منبع: www.zabanamoozan.com
چگونه تلفظ خود را بهبود بخشيم
«استرس کلمه (word stress)» در درک مطلب شنيداري نقش بسيار مهمي را ايفا ميکند. زبان انگليسي يک زبان «استرس محور» ميباشد که اين بدان معنا است که سيلابهاي خاصي استرس بيشتـري نسبت به بقيـه دريـافت ميکنند، در حاليکه از روي کلمات فـاقد استرس بـه سرعت ميگذريـم. انگليسي زبانان به طور طبيعي استرس کلمات را به کار ميبرند. اين آنقدر براي آنها طبيعي است که حتي نميدانند دارند از آنها استفاده ميکنند. در بسياري از زبانها، از جمله فرانسه و ژاپني، هر سيلاب با «تأکيد» مساوي و يکسان تلفظ ميشود. بنابراين اين دسته از غير انگليسي زبانان اغلب با دو مشکل مواجه هستند:
آنها نميتوانند به راحتي صحبتهاي انگليسي زبانان بومي (native) را درک کنند، مخصوصاً اگر تند صحبت کنند.
انگليسيزبانان بومي هم به نوبهي خود در درک صحبتهاي غير انگليسي زبانان (غير بومي) مشکل دارند.
اما «استرس کلمه (word stress)» دقيقاً چيست؟ انگليسي زبانان هر سيلاب را با شدت يکساني بيان نميکنند، بلکه يک سيلاب را با استرس (تکيه) تلفظ ميکنند. آنها يک سيلاب رابلند و واضح و بقيه سيلابها را آرامتر بيان ميکنند.
سه کلمهي photographer ، photograph و photographic را در نظر بگيريد. اين سه کلمه اگر چه هم خانواده هستند، اما استرس هر کدام در جاي متفاوتي قرار گرفته است:
PHO to graph
pho TO grapher
pho to GRA phic
همه کلماتي که بيش از دو سيلاب دارند، داراي يک سيلاب استرس دار يا مؤکد هستند:
TEAcher, jaPAN, CAnada, aBOVE, converSAtion, imPORtant, deMAND, etc.
اگر شما در صحبتهايتان به درستي از استرس کلمات استفاده کنيد، به سـرعت هر دو مهـارت درک مطلب شنيداري و تـلفظ خـود را تـقـويـت خواهيد کرد. |
انگليسي زبانان بيشتر به سيلابهاي «استرس دار» دقت ميکنند و نه به سيلابهاي «خفيف». اگر شما در صحبتهايتان به درستي از استرس کلمات استفاده کنيد، به سرعت هر دو مهارت درک مطلب شنيداري و تلفظ خود را تقويت خواهيد کرد.
هر موقع که چيزي به انگليسي گوش ميدهيد (مثلاً راديو يا يک فيلم زبان اصلي) به استرس هر کدام از کلمات دقت کنيد. اولين قدم شما اين است که آن را بشنويد و تشخيص دهيد. در مرحله بعد شما ميتوانيد آن را به کار بريد!
وقتي لغت جديدي را ياد ميگيريد، بايد مکان استرس آن را هم بياموزيد. اگر يک دفـترچه لغت داريد، موقع يادداشت يک لغت جديد حتماً نشان دهيد که کدام سيلاب داراي استرس است. اگر نميدانيد ميتوانيد به يک ديکشنري مراجعه کنيد. در ديکشنريها معمولاً سيلاب استرسدار را با يک علامت ( ' ) نشان ميدهند (قبل يا بعد از سيلاب استرسدار).
علاوه بر استرس کلمه (word stress)، بايد استرس جمله (sentence stress) را هم درست ادا کنيد.
بطور کلي کلمات استرسدار در يک جمله عبارتند از: اسمها، افعال اصلي (مانند read, visit و ...)،صفتها و قيدها. کلمات ديگر يعني حروف تعريف، افعال کمکي، ضماير و ... در جمله استرس نميگيرند. (دقت کنيد سيلابهاي استرسدار را با کلمه استرسدار اشتباه نگيريد.)
جمله زير را با صداي بلند بخوانيد:
The beautiful mountain appeared transfixed in the distance.
حالا اين جمله را با صداي بلند بخوانيد:
He can come on saturdays as long as he doesn't have to do any homework in theevening.
اگر چه جمله دوم تقريباً 30% طولانيتر از جمله اول است، ولي براي بيان هر دوي آنها زمان يکساني مورد نياز است، زيرا در هر جمله پنج کلمه استرسدار وجود دارد.
يک تمرين
چند جمله را از يک کتاب انتخاب کنيد و روي يک کاغذ يادداشت کنيد. نخست سيلاب استرسدار هر کلمه را مشخص کنيد (با استفاده از يک ديکشنري خوب) و سپس زير کلمات استرسدار يا مؤکد در هر جمله را خط بکشيد. بعد از آن، هر جمله را با صداي بلند بخوانيد و دقت کنيد که کلماتي که زيرشان خط کشيدهايد را با تأکيد بيشتري ادا کنيد و از روي بقيه کلمات به سرعت بگذريد.
اگر شما اين تمرين را بطور مرتب انجام دهيد از پيشرفت سريع تلفظ تان شگفتزده خواهيد شد!
تلفظ حروف الفبای انگلیسی
| e / | d / | c/ | b / | a / |
| j / | i / | h / | g / | f / |
| o / | n / | m / | l / | k / |
| t / | s / | r / | q / | p / |
| y / | x / | w /' | v / | u / |
| z / |
* ![]()
![]()
تلفظ بريتانيايي و ![]()
![]()
تلفظ آمريکايي حرف z است.
مرتب سازي حروف الفبا بر اساس اصوات
| / | ||||||||
| / | ||||||||
| / | ||||||||
| / | ||||||||
| / | ||||||||
| / | ||||||||
| / |
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1- در 2- در انگليسي آمريکايي | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
گفتگو با ديگران
انگليسي را ميتوان «زبان گفتگو» ناميد. چرا؟ چون به نظر ميرسد همه مردم جهان پذيرفتهاند که براي گفتگو و ارتباط با يکديگر از زبان انگليسي استفاده کنند.
اگر شما بتوانيد به انگليسي صحبت کنيد، قادر خواهيد بود:
پيشرفتهاي شغلي
اگر خواهان شغل خوبي در زمينههاي تجاري يا علمي هستيد، از پشت ميز کارتان بلند شويد و همين حالا به فراگيري انگليسي مشغول شويد!
دانستن انگليسي به شما اجازه ميدهد که:
ياد گرفتن انگليسي آسان است
انگليسي نه فقط مفيدترين زبان دنياست، بلکه يکي از آسانترين زبانها براي يادگيري و استفاده محسوب ميشود:
Mahatma Gandhi
People need loving the most who they deserve it the least.
John Harrigan
We live in deeds, not years; in thoughts , not breaths; in feelings, not figures.
Bailey
When love is not madness, it is not love.
Pedro Calderon Da La Barca
We waste time looking for the perfect lover, instead of creating the perfect love.
Tom Robbins
The real winner in life are the people who look at every situation with an expectation that they can make it work or make it better.Barabara Pletcher
Talent develops itself in solitude; character, in life's stream.
Goethe
An expert is someone who knows more and more about less and less until be knows everything about nothing.
Albert Einstein
There are only two forces in the world, the sword and the spirit. In the long run, the sword will always be conquered by the spirit.
Napoleon Bonaparte
Wisdom is often nearer when we stoop than when we soar.
William Wordsworth
I know you're watching over me
And I'm feeling truly blest
For no matter what I pray for
You always know what's best!
I have this circle of E-mail friends,
Who mean a lot to me;
Some days I "send" and "send,"
At other times, I let them be.
I am so blessed to have these friends,
With whom I've grown so close;
So this little poem I dedicate to them,
Because to me they are the "Most"!
I see each name download,
And view the message they've sent;
I know they've thought of me that day,
And "well wishes" were their intent.
So to you, my friends, I would like to say,
Of all my daily contacts,
This comes right from my heart.
God bless you all is my prayer today,
I'm honored to call you "friend";
I pray God will keep you safe,
Until we write again.
| Learn English Vocabulary آموزش لغات زبان انگلیسی | |||||||||||||||||||||||||||||||||
Here are just some examples of words coming into English from other languages
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
FOOD IDIOMS
apple of her/his eye |
A Dad is a person
who is loving and kind,
And often he knows
what you have on your mind.
He's someone who listens,
suggests, and defends.
A dad can be one
of your very best friends!
He's proud of your triumphs,
but when things go wrong,
A dad can be patient
and helpful and strong
In all that you do,
a dad's love plays a part.
There's always a place for him
deep in your heart.
And each year that passes,
you're even more glad,
More grateful and proud
just to call him your dad!
Thank you, Dad...
for listening and caring,
for giving and sharing,
but, especially, for just being you!
Happy Father's Day
باید و نبایدهای سه
گانه در زندگی
Three things in life that are never certain
سه
چیز در زندگی پایدار نیستند
Dreams
رویاها
Success
موفقیت
ها
Fortune
شانس
«»«»««»»««»»««»«»
Three things in life that, once gone, never come back
سه
چیز در زندگی که وقتی از کف رفتند باز نمی گردند
Time
زمان
Words
گفتار
Opportunity
موقعیت
«»«»«»«»«»«»«»«»«»
Three things that destroy us
سه
چیز ما را نابود می کنند
Arrogance
تکبر
Greed
زیاده
طلبی
Anger
عصبانیت
«»«»«»«»«»«»«»«»
Three things that humans make
سه
چیز انسانها را می سازند
Hard Work
کار
سخت
Sincerity
صمیمیت
Commitment
تعهد
Three things in life that are most valuable
سه
چیز بسیار ارزشمند در زندگی
Love
عشق
Self-Confidence
اعتماد
به نفس
Friends
دوستان
«»«»«»«»«»«»«»«»«»
Three things in life that may never be lost
سه
چیز در زندگی که هرگز نباید آنها را از دست داد
Peace
آرامش
Hope
امید
Honesty
صداقت
Happiness in our lives has three primary principles
خوشبختی
زندگی ا بر سه اصل است
Experience Yesterday
تجربه
از دیروز
Use Today
استفاده
از امروز
Hope Tomorrow
امید
به فردا
Ruin our lives is the three principles
تباهی
زندگی ما نیز بر سه اصل است
Regret Yesterday
حسرت
دیروز
Waste Today
اتلاف
امروز
Fear of
Tomorrow
ترس
از فردا
--=====================================
همیشه
دلیل شادی کسی باش ، نه شریک شادی او
وهمیشه
شریک غم کس باش ، نه دلیل غم او
بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین
To fall in love
عاشق شدن
To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
To find mails by the thousands when you return from a vacation
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری
To go for a vacation to some pretty place
برای مسافرت به یک جای زیبا بری
To listen to your favorite song in the radio
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی
To go to bed and to listen while it rains outside
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حوله ات گرمه
To clear your last exam
آخرین امتحانت رو پاس کنی
To receive a call from someone, you don’t see a lot, but you want to
کسی که معمولا زیاد نمیبینیش ولی دلت میخواد ببینیش بهت تلفن کنه
To find money in a pant that you haven’t used since last year
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمیکردی پول پیدا کنی
To laugh at yourself looking at mirror, making faces
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی
Calls at midnight that last for hours
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه
To laugh without a reason
بدون دلیل بخندی
To accidentally hear somebody say something good about you
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف میکنه
To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم میتونی بخوابی
To hear a song that makes you remember a special person
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما میاره
To be part of a team
عضو یک تیم باشی
To watch the sunset from the hill top
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
To make new friends
دوستای جدید پیدا کنی
To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person
وقتی اونو میبینی دلت هری بریزه پایین
To pass time with your best friends
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
See an old friend again and to feel that the things have not changed
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده
To take an evening walk along the beach
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
To have somebody tell you that he/she loves you
یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره
remembering stupid things done with stupid friends. To laugh, laugh, and … laugh
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و … باز هم بخندی
These are the best moments of life
اینها بهترین لحظههای زندگی هستند
Let us learn to cherish them
قدرشون رو بدونیم
“Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed”
زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد”
| سوپ | soup |
| سالاد | salad |
| نان | bread |
| ماهی | fish |
| استیک | steak |
| همبرگر | hamburger |
| شیشلیک | lamb chops |
| مرغابی | duck |
| مرغ | chicken |
| سیب زمینی | potatoes |
| قارچ | mushrooms |
| لوبیا | beans |
| نخود | peas |
| مارچوبه | asparagus |
| هویج | carrots |
| املت | omelet |
| خامه | cream |
| بستنی | ice cream |
| کیک | cake |
| شیرینی خشک | pastry |
| آلمان | جرمنی | Germany |
| آمریکا | امریکا | America |
| اسپانیا | اسپین | Spain |
| انگلستان | انگلند | England |
| ایران | ایرن | Iran |
| ایتالیا | ایتلی | Italy |
| بلژیک | بلجیوم | Belgium |
| ترکیه | ترکی | Turkey |
| چین | چاینا | China |
| روسیه | راشیا | Russia |
| ژاپن | جپن | Japan |
| فرانسه | فرانس | France |
| مصر | ایجیپت | Egypt |
| هلند | هالند | Holland |
| هندوستان | ایندیا | India |
| یونان | گریس | Greece |
| سوِِئیس | سویتزرلند | Switzerland |
A friend is like a flower,
a rose to be exact,
Or maybe like a brand new gate
that never comes unlatched.
A friend is like an owl,
both beautiful and wise.
Or perhaps a friend is like a ghost,
whose spirit never dies.
A friend is like a heart that goes
strong until the end.
Where would we be in this world
if we didn't have a friend.
- By Adrianne S
معرفی رشته آموزش زبان انگلیسی در مقطع کارشناسی ارشد
این رشته به بررسی و تحقیق در مورد مسایل مربوط به یادگیری زبان میپردازد. مشکلات و موانع یادگیری زبان را بررسی کرده و راه حلهایی را نیز ارائه میدهد. رشته آموزش رشتهای است که در واقع از چندین رشته دیگر حاصل شده است و مفاهیم و مبانی آنها را مورد استفاده قرار میدهد. مفاهیم رشتههایی از قبیل جامعه شناسی و روانشناسی با محوریت آموزش زبان، در این رشته مطرح میشوند. مسایل دیگری از قبیل دوزبانگی، تحلیل گفتمان، آموزش یادگیری زبان دوم، سیاستها و برنامهریزیهای زبانی نیز در حوزه این رشته قرار میگیرد.
این رشته از پیشینه زیادی برخوردار نیست.مسایل مربوط به آموزش زبان قبلاً ذیل رشتة زبانشناسی مطرح میشد.با انقلاب چامسکی و ظهور زبانشناسی زایشی در اواخر دهة ۱۹۵۰، کانون توجه زبانشناسی بیشتر به مسایل مربوط به زبانشناسی زایشی محدود گردید.در واکنش به این امر مسایل مربوط به یادگیری و آموزش زبان تحت عنوان زبانشناسی کاربردی گسترش یافتند.زبانشناسی کاربردی از لحاظ اجتماعی، یک نقش پاسخگو نسبت به مسایل مربوط به زبان را دارد.با توجه به مسایل ذکر شده دقیقاً مشخص نیست که مسایل مربوط به زبانشناسی کاربردی چه زمانی شروع شد.اما اولین شماره مجلة یادگیری زبان در سال ۱۹۴۸در دانشگاه میشیگان منتشر شد.همانطور که گفته شد زبانشناسی کاربردی در ابتدا بیشتر زبانشناسی محور بود، اما در دهه۱۹۶۰مسایل مربوط به ارزیابی زبانی، سیاستگزاری زبانی و فراگیری زبان دوم را دربرگرفت، و سپس در دهة هفتاد کمکم از زبانشناسی نظری جدا شد.
آموزش زبان انگلیسی هم اکنون بیشتر به مسایل مربوط به زبان میپردازد، مسایل مربوط به زبان اول، زبان دوم (خارجی)و حتی مسایل مربوط به ترجمه و تفسیر.
بعضی از سؤالات رایج مطرح شده در این رشته عبارتند از:
۱ـ چگونه میتوان زبان را به بهترین نحو تدریس کرد ؟
۲ـ عوامل اجتماعی مؤثر در یادگیری زبان کدامند؟
۳ـ چگونه تکنولوژی میتواند بر یادگیری و تدریس زبان تأثیر داشته باشد؟
۴ـ مشکلات مربوط به اختلالات زبان کدامند؟ چگونه میتوان از آنها اجتناب کرد؟ و بسیاری سؤالهای دیگر
* گرایشها و ابعاد مختلف این رشته در کارشناسی ارشد
وضعیت ادامه تحصیل
رشته آموزش زبان در ایران در میان رشتههای مربوط به زبان از نظر ادامه تحصیل دارای شرایط بهتری است این رشته در ایران تا مقطع دکتری تدریس میشود و تا چند سال آینده هم به تعداد دانشگاههایی که در داخل کشور اقدام به پذیرش دانشجو در مقطع دکتری در این رشته مینمایند افزوده خواهد گردید.
علاوه بر گرایش آموزش زبان دیگر گرایشهای مرتبط با زبان عبارتند از:
مترجمی زبان انگلیسی: فارغالتحصیلان این گرایش در ترجمه کتب و متون تخصص لازم را کسب مینمایند.
ادبیات انگلیسی: تخصص فارغالتحصیلان این گرایش شناخت ادبیات غرب و نقد ادبی است.
زبانشناسی: تخصص فارغالتحصیلان این رشته شناخت زبان و ریشهیابی و همچنین شناخت سیر تحولی زبان میباشد.
تواناییهای لازم برای فارغالتحصیلان
تحصیلکنندگان در این رشته باید از سطح بالایی از دانش زبان عمومی برخوردار باشند. علاوه بر دارا بودن دانش زبان عمومی، باید به مسایل مربوط به آموزش، تدریس و یادگیری زبان علاقهمند باشند. به طور کلی افرادی که وارد این رشته میشوند نه تنها باید به زبان انگلیسی علاقهمند بوده و از خواندن آن لذت ببرند، بلکه باید به برخی مسایل روانشناسی و آموزشی نیز علاقهمند بوده و مهمتر از همه دارای پشتکار فراوان باشند.
* زمینههای اشتغال
فارغالتحصیلان این رشته از نظر بازار کار شرایط نسبتاً مناسبی دارند.بیشتر فعالیتهای آنها به آموزش زبان مربوط میشود.از تدریس در مؤسسات خصوصی آموزش زبان گرفته تا تدریس در دانشگاهها، همکاری با مجلات و روزنامههای خارجی منتشر شده در داخل کشور، همکاری با صدا و سیما در بخش دوبله کردن فیلمهای خارجی، همکاری با شرکتهای مسافرتی به عنوان راهنمای تور البته باید توجه داشت که هر دانشجویی صرفاً با پاس کردن واحدهای دانشگاهی نمیتواند فرصتهای شغلی خوبی داشته باشد بلکه این امر بستگی به پشتکار و دانش فرد دارد.
اول از همه خوبه بدونید که بین تمامی زبانهای دنیا ، آسانترین زبان برای یادگیری انگلیسی است، پس امیدوار باشید!! چون طبق آمار تقریبا ۴۴۳ میلیون نفر در دنیا انگلیسی صحبت می کنند. این تعداد برای دیگر زبانهای اروپایی بسیار کمتر است. مثلا فرانسه ۱۲۱ میلیون نفر و آلمانی ۱۱۸ میلیون نفر. آمار کاملتر را اینجا ببینید.
این مطلب باعث می شه که به همین نسبت منابع و روش یادگیری هم متنوع تر و تاثیرگذارتر باشند چون بیشتر استفاده شده اند و در نتیجه بیشتر تست و بررسی شدند.
در اینجا ۷ نکته ساده را برای شروع یادگیری توضیح می دهم تا با استفاده از آنها بتوانید در کوتاهترین زمان انگلیسی یاد بگیرید:
۱- مهمترین قدم داشتن انگیزه کافی و شور و اشتیاق یادگیری است. اگر این را ندارید بقیه مطلب را نخونید. یا سعی کنید در خودتان انگیزه ایجاد کنید.
ساده است؛ در دنیای امروز برای برقراری ارتباط با افراد مختلف، رشد و پیشرفت در شغل و تحصیلات، دانستن اخبار روز، مجبورید انگلیسی بدانید، اما از دید اجبار به آن نگاه نکنید، به جای آن سعی کنید موقعیت و شرایطی را که بعد از یادگیری به دست خواهید آورد در ذهن خود به طورکامل مجسم کنید؛ تمام لذت و هیجان، در آمد بیشتر، تجربه های جدید، آدمها و مکانهای جدید، هر چیزی که برای شما جالب است؛ به همه اینها فکر کنید و سعی کنید از این رویا لذت ببرید. می بینید که اشتیاق و انگیزه شما برای یادگیری بیشتر می شود.
۲- تمرین و تکرار. حتما باید برای تکرار آنچه که می خوانید وقت بذارید حتی شده ۱۰ دقیقه ولی هر روز! بی استعداد ترین آدمها هم با تکرار و تمرین می توانند به خوبی زبان یاد بگیرند. هرچه این وقتی که صرف می کنید بیشتر باشه زودتر پیشرفت می کنید. باز هم تاکید می کنم هر روز، حتی کم.
۳- متدی که مناسب شماست را بیابید. هرکس مدل خودش فکر می کند، زندگی می کند، کار می کند و درس می خواند. آموزش زبان هم روشهای مختلفی دارد. فبل از شروع تحقیق کنید و با توجه به عادات و علایق خود، متدی بیابید که مناسب شما باشد. ممکن است این تحقیق کمی وقت شما را بگیرد ولی درعوض سرعت پیشرفت شما چند برابر خواهد شد.
۴- شاید بدونید که بهترین سن شروع یادگیری زبان ۴ تا ۵ سالگی است. پس زمانی که می خواهید زبان بخوانید یک بچه ۴ ساله باشید نه یک مهندس ۲۰ و چندساله با کلی معلومات و پرستیژ اجتماعی!! یعنی از ندانستن و پرسیدن ترس نداشته باشید مثل بچه هایی که تازه چرا گفتن را یاد گرفتند. هر چیز جدیدی براتون جالب باشه و درس را با تفریح بیاموزید.
۵- اشتباه کنید! نترسید. زمانی که مرتکب اشتباه می شوید و متوجه اشتباه خودتان می شوید، هیچ وقت تا آخر عمر آن نکته را فراموش نخواهید کرد. پس، از این که ممکن است مرتکب اشتباهی شوید؛ کلمه ای را اشتباه بگویید یا بنویسید؛ یا آدمها شما را مسخره کنند، نترسید. بزرگترین یادگیری و رشد انسانها در اشتباهات آنهاست. این قانون هستی است.
۶- زمانبندی داشته باشید. برای خودتان تاریخ تعیین کنید و متعهد باشید(به خودتان) که تا آن تاریخ حجمی از درس را که از قبل تعیین کرده اید تمام کنید و مدام خود را چک کنید. این کار برای شما تعهد و احساس مسئولیت ایجاد کرده و جدیت کار را زیاد می کند.
۷- این را بدانید که یادگیری یک زبان خارجی کار یک عمر است نه یک دوره. حتی کسانی که سالها زبان خوانده اند یا در کشورهای خارجی زندگی کرده اند، گاهی با کلماتی برخورد می کنند که معنی آن را نمی دانند. حتی در زبان مادری ما هم کلماتی هستند که معنی آنها را نمی دانیم. پس کمال گرا نباشید و با دیدن انبوهی از چیزهایی که نمی دانید، نا امید نشوید. هر چقدر هم که بدانید باز چیز جدیدی وجود دارد که شما نمی دانید.
● هدف داشته باشيد.
○ چرا میخواهيد زبان ياد بگيريد؟ قبل از هر چيز اين سؤال را از خودتان بپرسيد. خودتان دوست داريد زبان ياد بگيريد يا کسی از شما خواسته است که این کار را بکنيد؟ یادگیری زبان مثل هر تصمیم دیگری که در زندگی میگیرید، باید خواست خود شما باشد.
● هنوز بچه هستيد!
○ بچه ای که تازه متولد شده است، به آهستگی زبان ياد میگيرد.
○ اول ياد ميگيرد که گوش کند، بعد صحبت کردن ياد میگيرد.
○ سرانجام نوبت به خواندن و نوشتن میرسد.
● هر روز به مطالب انگليسی گوش دهيد.
○ به راديوهای انگليسی زبان گوش دهيد.
○ برنامه های تلويزيونی انگليسی ببينيد.
○ فيلمهای زبان انگليسی تماشا کنيد.
○ از مطالب آموزشی اینترنتی استفاده کنيد.
● يک دوست انگليسی زبان پيدا کنيد.
○ با هم به انگليسی صحبت کنيد.
○ مکالمه هايي که ياد گرفته ايد را تمرين کنيد.
● داستانهای انگليسی بخوانيد.
○ با کتابهای داستان ساده شروع کنيد.
○ تبليغات و هر تابلويي که به انگليسی ميبينيد را بخوانيد.
● کلمات جديدی که ياد ميگيرد را بنويسيد.
○ دفترچه ای برای لغات جديد داشته باشيد.
○ کلمات را در آن به ترتيب حروف الفبا بنويسيد.
○ برای هر کلمه يک جمله مثال بنويسيد.
○ همیشه اول از يک دیکشنری انگليسی-انگليسی استفاده کنيد.
● از گرامر ترس نداشته باشيد.
○ گرامر هم وسیله ای برای ارتباط برقرار کردن با دیگران است.
○ برای یاد گرفتن نکات گرامری که در آنها ضعیف هستيد، تمرین کنید.
○ به دوستانی که در سطح پایینتری از شما قرار دارند، نکات گرامری را آموزش دهيد. تدریس بهترين راه برای یادگیری است.
● از انگليسی لذت ببريد.
○ هفته ای یکبار تبدیل به يک انگلیسی زبان شويد! طوری رفتار کنيد که انگار زبان مادريتان را نمیدانيد. سعی کنيد روزتان را فقط با انگلیسی صحبت کردن بگدرانید.
○ نامه های عاشقانه انگلیسی بنويسید. (اگر معشوقه تان انگلیسی یاد ندارد که ديگر چه بهتر!)
○ سعی کنید مطالب جالبی که به زبان خودتان میخوانید را به انگلیسی ترجمه کنيد. (جوکها، مطالب کوتاه، جملات جالب و ...)
○ متن آهنگهای محبوبتان را پیدا کنيد و همراه با گوش کردن متن را هم بخوانيد. حتی میتوانید با خواننده محبوبتان همراهی هم بکنيد!
○ برای خودتان یک هويت انگلیسی داشته باشید (با شغل، خانواده و ...). بیوگرافی خودتان را بنویسید.
○ با خودتان انگلیسی صحبت کنيد. اگر کسی زبان شما را نمیفهمد، لااقل با خودتان که میتوانید انگلیسی صحبت کنيد!
○ هر جایی که قدم میگذارید، سعی کنبد نام وسایل اطرافتان را به انگلیسی با خودتان تمرین کنید. اگر کلمه ای را بلد نیستيد، از دیکشنری استفاده کنید
شايد يادگيري زبان انگليسي مهمترين گام در ارتقاء کيفيت زندگي شما باشد.
آيا هيچ فکر کردهايد که دسترسي به اطلاعاتي که ديگران از آن بيبهرهاند، چقدر ميتواند جالب باشد؟ يا صحبت کردن با افراد جالبي که ديگران نميتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند؟ يا تحت تأثير قرار دادن اطرافيانتان هر موقع که دهانتان را باز ميکنيد؟ و يا پشت سر گذاشتن ديگران با جهشهاي بزرگي که در شغلتان برميداريد؟
شما ميتوانيد به همه اينها برسيد، اگر خوب انگليسي صحبت کنيد.
شما به چه چيزي علاقمند هستيد؟ علوم؟ موسيقي؟ کامپيوتـر؟ سلامتي؟ تجـارت؟ ورزش؟ رسانههـاي امروز – از قبيـل اينترنت، تلويزيون و مطبوعـات – دسترسي تقريباً نامحدودي را به اطلاعات پيرامون موضوعات مورد علاقهتان فراهم کرده است. فراموش نکنيد که ما در عصر اطلاعات زندگي ميکنيم.
تنها يک مشکل وجود دارد: بيشتر اين اطلاعات به زبان انگليسي است.
در اينجا چند مثال از اطلاعاتي که اگر انگليسي بلد باشيد ميتوانيد از آنها استفاده کنيد، بيان ميشود:
انگليسي را ميتوان «زبان گفتگو» ناميد. چرا؟ چون به نظر ميرسد همه مردم جهان پذيرفتهاند که براي گفتگو و ارتباط با يکديگر از زبان انگليسي استفاده کنند.
اگر شما بتوانيد به انگليسي صحبت کنيد، قادر خواهيد بود:
اگر خواهان شغل خوبي در زمينههاي تجاري يا علمي هستيد، از پشت ميز کارتان بلند شويد و همين حالا به فراگيري انگليسي مشغول شويد!
دانستن انگليسي به شما اجازه ميدهد که:
انگليسي نه فقط مفيدترين زبان دنياست، بلکه يکي از آسانترين زبانها براي يادگيري و استفاده محسوب ميشود:
● برای یادگیری زبان انگلیسی از کجا باید شروع کرد؟
نقطه آغازکجاست؟ چه مطالبی را باید خواند؟ و با چه روشی؟ اینها پرسشهایی هستند که معمولا زبان آموزان پاسخ ساده ای برای آنها پیدا نمی کنند.
به گفته بسیاری از زبان شناسان، زبان یک مهارت است که برای یادگیری آن باید تمرین زیادی کرد. از آنجا که فرایند یادگیری زبان بسیار کند است، این تمرین باید متناوب، مستمر و طولانی باشد در غیراین صورت اثر بخشی آن کم می شود. اما منظورم از متناوب، مستمر وطولانی چیست؟
تناوب یعنی مطالعه حجم محدودی از مواد درسی در فاصله های معین که در مورد زبان انگلیسی سه تا شش روز در هفته توصیه می شود. استمرار یعنی تکرار این مطالعه بدون تعطیلی. متاسفانه اغلب زبان آموزان پس از مدتی مطالعه خسته شده و به خود استراحت چند هفته ای یا چند ماهه می دهند که این امر در فرایند یادگیری تاثیر منفی می گذارد. و طولانی بودن یعنی این تناوب و استمرار باید تا مدتها ادامه پیدا کند. به عبارت دیگر، زبان آموز نباید انتظار داشته باشد که در مدت کوتاهی، مثلا چند هفته یا حتی چند ماه، همه توقعاتش برآورده شود زیرا همانطور که قبلا اشاره شد فرایند یادگیری زبان کند بوده و نیازمند مدت زمانی در حدود دوسال است. البته این زمان کاملا تقریبی است و بسته به میزان تمرین روزانه، روش مطالعه و مواد درسی تغییر می کند. به طور خلاصه باید گفت که قانون طلایی یادگیری زبان مطالعه حجم کمی از مطالب در فاصله زمانی معین اما مداوم است.
اما اینکه مواد درسی چه باشند یا روشهای مطالعه چگونه باشند احتیاج به بحثی طولانی دارد که سعی می کنم کلیات آنرا در این نوشته مطرح نمایم.
نکته ای که معمولا زبان آموزان به آن توجهی ندارند این است که زبان انگلیسی را به چه منظور فرا می گیرند؟ آیا تاکید آنها بر کسب مهارتهای گفتاری است یا مهارتهای نوشتاری یا هر دوی آنها؟ هدف آنها هرچه باشد ذکر یک نکته بسیار پر اهمیت است: تا زمانی که نمی توانید گفته های یک انگلیسی زبان را درک کرده و به او پاسخی مناسب دهید، فرایند یادگیری زبان در ذهن شما کامل نشده است. به عبارت ساده تر، زمانی زبان انگلیسی را یادگرفته اید که بتوانید ارتباط گفتاری و نوشتاری معناداری با یک انگلیسی زبان برقرار کنید. این یعنی درک کامل واژه ها، اصطلاحها و لهجه ها با همان سرعتی که معمولا انگلیسی زبانها صحبت می کنند.
پس می بینیم که یادگیری یک زبان به آن آسانی که در برخی آگهی ها ادعا می شود، نیست. به همین دلیل فراگیری زبانهای مختلف، در سنین کودکی و نوجوانی توصیه می شود تا حافظه قوی و زمان کافی برای یادگیری وجود داشته باشد. با این همه، چنانچه زبان آموز قانون طلایی را رعایت کند حتما به نتیجه ای مطلوب خواهد رسید.
▪ نکات کلی در مورد مواد درسی و روش مطالعه:
ـ مطالبی را انتخاب کنید که مناسب با سطح دانشتان باشد. یعنی نکات دستوری و تعداد واژه های متن انتخابی آنقدرساده نباشد تا انگیزه مطالعه را ازدست بدهید و یا زیاد مشکل نباشد تا از رجوع مکرر به کتابهای دستور یا فرهنگ واژه ها خسته شوید.
ـ تا آنجا که ممکن است مطالبی را بخوانید که نوارهای شنیداری آنها نیز در دسترس باشد. یعنی آنچه را می خوانید، بشنوید.
ـ هرگز واژه ها را خارج از متن حفظ نکنید. سعی کنید هر واژه یا اصطلاح را درون متن فهمیده و به خاطر بسپارید. زیرا ممکن است معنی بسیاری از واژه ها بسته به موضوع متن و نحوه قرارگرفتن آنها درجمله تغییر کند. درضمن، مطالعه واژه ها درون یک متن سبب می شود تا مغز رابطه ای منطقی و معنادار بین کلمات ایجاد کرده و آنها را بهتر به خاطر بسپارد.
ـ برای یافتن معنی واژه ها از فرهنگ های تک زبانه ای استفاده کنید که واژه را توضیح داده و مثال می آورد.
ـ از هر دو ورودی ذهنتان یعنی گوشها و چشمها به خوبی استفاده کنید. گوش کردن و خواندن هر دو به یک میزان در یادگیری تاثیر می گذارند.
ـ هر روز یک اصطلاح یا ضرب المثل را به خاطر بسپارید.
ـ به انگلیسی فکر کنید و صحبت کنید. این کار در ابتدا مشکل به نظر می رسد ولی رفته رفته با وسعت دایره واژگانی تان آسانتر می شود.
ـ هر مطلبی را با هر موضوعی با شرط اینکه متناسب با دانش شما باشد، مطالعه کنید. شاید برای شروع، مطالعه داستانهای ساده شده (simplified stories) که بر اساس آسانی و دشواری سطح بندی شده اند، مناسب باشد.
انگلیسی در سراسر دنیا تحت شرایط مختلفی تدریس می شود. بیشتر زبان آموزان زبان انگلیسی در یادگیری آن مشکلاتی دارند. اکثر مشکلاتی که زبان آموزان با آنها مواجهند ، در نتیجه میزان تفاوت زبان مادری آنها با انگلیسی است. برای مثال یک متکلم بومی چینی ممکن است با مشکلات بیشتری مواجه شود تا یک متکلم بومی آلمانی. فراگیران زبان اغلب مرتکب اشتباهات تلفظی و ترکیبی می شوند، علی رغم این که این اشتباهات ناشی از دخالت زبان اولشان (L۱) است. این مداخله بعنوان تداخل زبان اول (زبان مادری ) شناخته شده است. در حالی که زبان انگلیسی پیچیده تر از خیلی از زبان های اصلی نمی باشد اما این زبان چندین خصوصیت دارد که برای زبان آموزان ایجاد اشکال می کند.
صداهای صامت، مصوت و هجاها در تلفظ، شمار زیاد زمان ها، کاربدهای افعال کمکی، افعال معین، اصطلاحات و حروف تعریف در حیطه دستور زبان (گرامر) باعث خیلی از مشکلات برای زبان آموزان شده است.
این واقعیت که ایالات متحده و انگلستان دو موتور اصلی این زبانند و مقوله ها را با اصطلاحات متفاوتی توصیف می کنند و بیشتر اختصارهایی که در حیطه آموزش و یادگیری زبان انگلیسی استفاده می شوند ممکن است گیج کننده باشند.
اکثر کسانی که در دوران مدرسه از زبان انگلیسی استفاده ای نمیبرند به علت ناآگاهی از اهمیت آن است. همین افراد وقتی وارد دانشگاه میشوند و میبینند که زبان علم دنیا و اینترنت و رسانه ها انگلیسی است، بیشتر انگیزه برای یادگیری زبان دارند. برخی به دنبال آموختن میروند و برخی دیگر به همین شکل فارغالتحصیل میشوند. بسیاری از دانشجویان، حتی در دوره های کارشناسی ارشد و دکتری درس را تمام میکنند بدون آنکه توانایی ترجمه حتی یک متن انگلیسی ساده را داشته باشند چه برسد به متون تخصصی. و همانها میشوند استاد دانشگاه.
● یادگیری زبان انگلیسی و تاثیر آن در تحصیل
امروزه یادگیری زبان انگلیسی یک ضرورت انکار ناپذیر است چراکه زبان انگلیسی، زبان علم است و آموزش رشتههای مختلف در سطوح عالی و تولیدعلم به زبان انگلیسی صورت می گیرد.
با افزایش روند جهانی سازی ارتباطات بین المللی، برنامههای رادیوئی و تلویزیونی، تجارت جهانی و آموزش علوم جدید همگی به زبان انگلیسی صورت میگیرند و عدم آشنایی با این زبان برابر با عدم زندگی در دنیای مدرن امروزی است
زبان انگلیسی از زبانهای زنده و بین المللی دنیاست که پر طرفدار ترین زبان مکالمه ای دنیا است.
زبان بین المللی جهان هم زبان انگلیسی است به دلیل یادگیری آسان و روان و آسان بودن در به کار بردن این زبان در مکالمه که زبان انگلیسی را به زبانهای دیگر جهان متمایز تر میکند.
تذکر: قابل به ذکر است که زبان انگلیسی بسیار فرار است و اگر هر چند وقت یک بار تمرین نکنیم از یادمان میرود بخاطر همین هر هفته باید وقتی را برای تمرین کردن زبان انگلیسی در نظر بگیریم و تمریهایی را انجام بدهیم ومعلم انگلیسی ما هم میگوید: زبان انگلیسی به یک yesو no خلاصه نمیشود و باید برای فراگیری آن تلاش کرد.
● سخنی درباره زبان انگلیسی از امام خمینی (ره):
پیشتر به زبان (خارجی) احتیاج نبود. امروز احتیاج است. باید زبان های زندهء دنیا جزء برنامهء تبلیغات مدارس باشد…. .امروز مثل دیروز نیست که صدای ما از ایران بیرون نمیرفت امروز مامیتوانیم در ایران باشیم و در همه جای دنیا با زبان دیگری تبلیغ کنیم.
این رو هم بگم همونطوری که در اول گفتم اولین چیزی که یادگیری این درس را آسان مکند پشتکارو تمرین و اراده است.
امروزه این زبان بین المللی در تمام رشته ها کاربرد مهمی دارد کا میپوتر که زبان آن نیز انگلیسی است نیاز به یادگیری زبان انگلیسی دارد تا با دستورات و خطاهای آن آشنا شویم.
اگر بتوانیم زبان انگلیسی در همان پایه از تحصیل خود قوی کنیم و نکات دستوری و گرامر آن را یاد بگیریم مطمنا در ادامه تحصیل و همینطور در رشته مورد نظر موفق خواهیم بود .
از بحث هایی که شده می فهمیم که زبان انگلیسی تاثیر مستقیم در ادامه تحصیل دارد و برا ی یاد گیری هر چه بهتر این زبان باید تلاش کرد و مدارس و دانشگاه ها باید در این راه به دانش اموزان کمک کنند تا با هر چه بهتر آموزش این زبان ونحوه یادگیری گامی موثردر عرصه آموزش زبان انگلیسی رواج دهندو همینطور خانواده ها با حمایت فرزندان خود و کلاسهای موجود در این زمینه این زبان را در فرزندان خود تقویت نمایند.
روشهای فراگیری لغات
به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:
کارتهای نمایش (Flash cards)
استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این روش بسیار مؤثر و در عین حال کم هزینه است.
روش کار بدین صورت است که یک دسته کارت مقوایی، در اندازهای که در جیب جا شوند، تهیه میکنید، در یک روی آن لغت انگلیسی را مینویسید و در سمت دیگر کارت معنی آن را به فارسی وارد میکنید. همانطور که کارتها را مرور میکنید، لغتها را به دو دسته تقسیم میکنید: آنهایی که معنی آن را فوراً به خاطر میآورید و آنهایی که به راحتی نمیتوانید معنی آن را به خاطر آورید. به مرور لغتهایی که هنوز به آنها تسلط پیدا نکردهاید آنقدر ادامه میدهید تا اینکه مطمئن شوید آنها را بخوبی یاد گرفتهاید.
دفتر لغت
سعی کنید حتماً یک دفتر لغت مناسب تهیه کنید و هر موقع که به لغت جدیدی برخوردید آن را در دفترتان یادداشت کنید. فقط به نوشتن لغت و معنی آن اکتفا نکنید. بعضی از مواردی که میتوانید در دفترتان ثبت کنید عبارتند از: توضیح انگلیسی معنی لغت، مترادف ها، متضادها، تصاویر، جملات نمونه (به انگلیسی)، علائم فونتیک، نوع کلمه (اسم، فعل و ...)، نکات گرامری (قابل شمارش، غیرقابل شمارش و ...)، کلمات هم خانواده و ....
کارهای جالبتری هم می توانید انجام دهید: مثلاً میتوانید خودتان با لغت جدید یک جمله بسازید و یادداشت کنید. و یا صفحاتی را به موضوعات خاصی اختصاص دهید؛ مثلاً حیوانات، رنگها و شکلها، پول، مسافرت، غذاها و میوه ها و ....
تصویر سازی ذهنی
در این روش شما یک لغت انگلیسی را با یک لغت فارسی که تلفظ یا املای مشابهی دارد، به نحوی مرتبط می کنید که الزاماً از لحاظ معنایی با هم ارتباطی ندارند. بعنوان مثال اگر شما برای اولین بار به لغت tongue (تانگ: به معنی زبان) برخوردید، متوجه میشوید که تلفظ آن شبیه تانک در فارسی است. بنابراین میتوانید در ذهنتان مجسم کنید که بجای زبان، یک تانک از دهان کسی در حال خارج شدن است!
مثال دوم: فرض کنید شما به لغت در valorous به معنی شجاع بر میخورید. در این حال میتوانید در ذهن خود چنین مجسم کنید که در کنار دریا ایستادهاید و مشغول تماشای والها هستید. والها یکی یکی به سطح آب میآیند ولی به محض اینکه شما را میبینند میترسند و فرار میکنند، تا اینکه یک وال روس (یک وال از کشور روسیه) به سطح آب میآید و بجای اینکه از شما فرار کند، به سمت شما میآید. شما با خود میگویید: وال روس، شجاع است! (مثال دوم از rezalotfian.blogfa.com)
این تکنیک به شما کمک میکند تا هر چه بهتر معانی لغات را بخاطر بسپارید. همچنین گفته میشود که هرچقدر تصویر ساخته شده عجیبتر باشد، به خاطر آوردن آن هم آسانتر خواهد بود.
تکرار، تکرار و تکرار!
مطالعات نشان میدهند که احتمال فراگیری لغاتی که بیش از 8 بار به هنگام مطالعه متنهای مختلف دیده میشوند، بسیار بیشتر از لغاتی است که کمتر تکرار شدهاند. همچنین زبانشناسان به اتفاق معتقدند که تکرار لغات با صدای بلند به از بر کردن آنها کمک زیادی میکند. بنابراین گاهی همین تکرار کردن ساده حافظه شما را برای بخاطر سپردن لغات دشوار یاری میکند. در ضمن توصیه میشود که جمله کاملی را که لغت مورد نظر را در خود دارد، از بر کنید و یا چند بار با صدای بلند تکرار نمایید.
مطالعه آزاد
شما میتوانید دایره لغات خود را با مطالعه آزاد افزایش دهید، اگر چه بسیاری از زبانشناسان ادعا میکنند که در ابتدا باید بین 3000 تا 5000 لغت و هم خانوادههای آنها را فرا بگیریم تا این توانایی را پیدا کنیم که معنی دقیق لغات را با توجه به متن آن پیدا کنیم. پس تا آنجا که میتوانید وقت آزاد خود را برای مطالعه متنهای انگلیسی (داستانهای کوتاه، اخبار و مقالات و ...) اختصاص دهید. وقتی به لغت جدیدی بر میخورید، ابتدا سعی کنید معنی آن را از روی بقیه متن حدس بزنید و سپس با مراجعه به دیکشنری معنی دقیق آن را پیدا کنید.
طبقهبندی لغات
با طبقهبندی کردن لغات، بخاطر سپردن آنها راحتتر میشود. به مثال زیر توجه کنید:
|
VEGETABLES Celery کرفس Cauliflower گل کلم Pea نخود Onion پیاز Carrot هویج |
FRUIT Pear گلابی Peach هلو Apple سیب Cherry گیلاس Melon خربزه |
شما همچنین میتوانید لغاتی را که از لحاظ دستوری، ریشهای، معنایی و ... با هم مرتبط هستند، یکجا یاد بگیرید:
child بچه, childhood بچگی, childish بچگانه, childless بیبچه (بیاولاد)
و سخن آخر اینکه هیچ کدام از روشهای فراگیری لغات کامل نیستند و هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. بهترین راه این است که این روشها را با هم تلفیق کنید